پلوتارخ ( مترجم : كسروى )
369
ايرانيان و يونانيان به روايت پلوتارخ ( فارسي )
سپس پومپيوس سخن آغاز كرده گفت : باعث زيانهاى گذشته لوكولوس بوده كه سوريا و فنيگيا و كيليكيا و گالانيا و سوفينى را از دست شما درآورده . ولى سرزمينهايى كه تاكنون در دست خود نگهداشتهاى از اين پس هم در دست خودت بماند ، ولى در برابر زيانهايى كه به روميان رسيده به جريمه آن بايد شش هزار تالنت بپردازى و پسر تو حكمران سوفينى باشد . خود تيكران از اين شرطها خرسندى مىنمود و چون روميان به نام پادشاهى بر او درود گفتند سخت شادمانى نموده به هر يك سپاهى يك نيم مينا نقره و به هر سرصده ( يوزباشى ) ده مينا و به هر تريبون يك تالنت وعده پيشكش داد . اما پسر او ناخرسندى مىنمود و چون او را براى شام خوردن بخواندند پاسخ داد : من به چنان نوازشى نيازمند نيستم در بيرون هم مىتوانم يك رومى پيدا كرده با او شام بخورم . و در نتيجه اين كار بود كه او را سخت بند كرده براى محاكمه نگاهداشتند . چندى از اين پيشآمد نگذشت كه پادشاه پارتيا ( اشكانى ) كسى نزد پومپيوس فرستاده در خواست نمود كه تيكران كوچك را كه داماد او بود به دست او بسپارند و نيز سرحد ميانه ايران و روم رود ايوفراتيس ( فرات ) باشد . پومپيوس پاسخ داد آنكه تيكران است به پدر طبيعى خود بيشتر مىرسد تا به پدر خويشاوندى . اما درباره سرحد من خواهم كوشيد كه از راستى و دادگرى بر كنار نباشم . سپس پومپيوس ارمنستان را به نگهدارى افرانيوس « 1 » سپرده خويشتن به دنبال كردن مثرادات رفت و براى اين مقصود ناگزير شد از ميان كشورهاى گوناگون بگذرد كه بزرگترين ، آنها يكى ايبريا و ديگرى آلبانيا ( اران ) بود . خاك ايبريا تا كنار كوهستان موسخيان « 2 » و خاك پونتوس مىكشد . اما آلبانيا « 3 » شرقىتر از آن است و تا كنار درياى كاسپى ( خزر ) كشيده مىشود . مردم آلبانيا به درخواست پومپيوس اجازه دادند كه وى از خاك ايشان بگذرد . ولى چون زمستان فرا رسيد و هنوز روميان در آن خاك بودند و به گزاردن جشن كيوان « 4 » مىپرداختند .
--> ( 1 ) . Afranuis ( 2 ) . Moschian ( 3 ) . Albania همانجاست كه ايرنيان آران مىخواندند و امروز آذربايجان قفقاز ناميده مىشود . ( 4 ) . مقصود از كيوان ستاره نيست بلكه يكى از خدايان يونانى با اين نام بوده كه شايد ارتباطى هم ميانه آن و ستاره پنداشته مىشده .