پلوتارخ ( مترجم : كسروى )
370
ايرانيان و يونانيان به روايت پلوتارخ ( فارسي )
ناگهان آلبانيان گروهى كه كمتر از چهل هزار تن نبود گرد آمده و از رود كوروش « 1 » بگذشتند . اين رود از كوهستان ايبريا برخاسته و با رود اراكس درگذر خود از ارمنستان به هم پيوسته در دوازده دهانه به دريا كاسپى مىريزند . برخى ديگر گفتهاند كه آراكس بر روى كوروش نمىريزد . بلكه دو رود جدا از هم و نزديك به يكديگر روانه مىشوند . ولى هر دو به يك دريا مىريزند پومپيوس مىتوانست جلو آنان را گرفته نگذارد از آب بگذرند ، ولى اين جلوگيرى را نكرد و آنان آسوده از آب بگذشتند و پومپيوس بر سر آنان تاخته سخت بشكست و گروه انبوهى را در همانجا نابود ساخت . پادشاه ايشان فرستادگان فرستاده زينهار خواست و فروتنى نمود . پومپيوس گناه او را بخشيده و با او پيمانى بسته سپاه خود را برداشته روانه ايبريا گرديد . مردم اينجا در شماره كمتر از البانيان نبودند و در جنگجويى و دليرى بر آنان فزونى داشتند و بر پيشرفت كار مثرادات و بيرون راندن پومپيوس علاقه بسيار مىنمودند . اين مردم هيچگاه زيردستى مادان يا پارسان را نپذيرفته همچنين زير يوغ ماكيدونيان نرفته بودند . زيرا الكساندر چون به هوركانيا « 2 » رسيد شتاب بسيار داشت . ولى پومپيوس جنگ بزرگى كرده آنان را بشكست . چنانكه هزار تن در همانجا كشته گرديد و بيش از ده هزار تن دستگير افتادند . سپس پومپيوس روانه كولخيس گرديد و در اين سرزمين بود كه سر ويليوس « 3 » از راه رود فاسيس « 4 » فرا رسيده و پومپيوس را ديدار كرد و كشتيهايى را كه به دستيارى آنها پونتوس را نگهبانى مىنمود همراه آورد . دنبال كردن مثرادات كه خود را ميانه مردمان بوسفرروس و شهرهاى كنار درياى مااوتيا « 5 » انداخته بود بسى سختيها داشت و در اين ميان خبرهايى نيز رسيد كه مردم البانيا بار ديگر بشوريدند . پومپيوس سخت برآشفت و به آهنگ سركوب آنان پس گرديده با دشوارى و بيم فراوان
--> ( 1 ) . رود كر امروزى . ( 2 ) . Hyrcania همان كلمهاى است كه امروز گرگان خوانده مىشود و مقصود همان سرزمينى است كه هنوز به همين نام معروف مىباشد و مركز آن امروز استراباد ( گرگان ) نام دارد . ( 3 ) . Scsvilius ( 4 ) . Phasis ( 5 ) . Maeotia