پلوتارخ ( مترجم : كسروى )

354

ايرانيان و يونانيان به روايت پلوتارخ ( فارسي )

با سپاه خود بدانجا شتافت و روز چهارم در برابر سپاه روم فرود آمد كه تنها رود آرسانياس در ميانه حايل بود و لوكولوس بايستى براى حمله به شهر از اين رود بگذرد . و چون به فيروزى خود يقين داشت پيش از آن قربانيها براى خدايان كرده سپاه را حركت داد بدينسان كه دوازده گوهورت در دسته پيشين جلو انداخته بازمانده سپاه را در دنبال گذاشت كه مبادا دشمن از پشت سر نزديك شود . زيرا دسته‌اى از سواران برگزيده را بر سر او فرستاده بودند كه در جلو آنان سوارگان تير انداز ماردى و سپس سوارگان ايبرى با نيزه‌هاى دراز خود بودند كه با آن نيزه‌ها جنگ دليرانه مىنمودند و تيكران به اين دو دسته بيشتر از ديگر دسته‌هاى بيگانه كه به نزد خود خوانده بود اعتماد داشت ولى در اينجا هيچ كارى نتوانستند . زيرا اگرچه با سوارگان روم نبردهايى از مسافت دورى مىنمودند ، ولى چون پيادگان رسيدند و جنگ از نزديك شد آنان ميدان را گزارده بگريختند و سوارگان رومى از دنبال آنان مىتاختند . اگرچه اينان شكست يافتند ولى لوكولوس چون مىديد سوارگان بسيار انبوهى كه بر گرد سر تيكران بودند دليرانه به سوى او مىآيند سراسيمه گرديده سوارگان خود را از دنبال گريختگان بازخواند و خود او پيش از همه با يك دسته از جنگجويان ساتراپنيان « 1 » كه در برابر ايستاده بودند به جنگ برخاست و پيش از آنكه آنان بسيار نزديك بيايند اينان را به حمله از جلو برداشت . از سه پادشاهى كه در اين جنگ حريف او بودند مثرادات با حال شرمناكى بگريخت چه او تاب ايستادگى در برابر خروش روميان نداشت و روميان تا مسافت درازى از دنبال دشمن مىرفتند و همه شب را پياپى مىگشتند تا دستگير مىگرفتند چندانكه خسته گرديدند . ليويوس مىگويد : اگرچه در جنگ پيشين بيشتر كشته يا دستگير شد ولى در اين جنگ كسان سرشناس‌تر كشته يا دستگير شدند . لوكولوس از اين فيروزى دليرتر گرديده مىخواست پيشتر برود و فيروزيهاى خود را بيشتر گرداند . ناگهان سرما فرا رسيد و هنوز پيش از آنكه آفتاب از نقطه اعتدال بگذرد ( پاييز آغاز كند ) طوفانها آغاز شده و برف پياپى مىباريد و در روزهاى روشن نيز زمين پر از يخ بود .

--> ( 1 ) . Satrapenia