پلوتارخ ( مترجم : كسروى )
30
ايرانيان و يونانيان به روايت پلوتارخ ( فارسي )
پارهء مؤلفان چنين مىپندارند كه چون يونانيان و روميان es يا os يا us به آخرهاى نامها مىافزودند ما اگر اين علامتها را از آخرهاى نامهاى ايرانى بىاندازيم مىتوانيم شكل درست آنها را در دست داشته باشيم . ولى اين پندار بىجاست ، زيرا گذشته از آنكه در بسيارى از نامها آن علامتها از خود كلمه است و افزوده بر آن نيست اين نكته هم منظور كردنى است كه روميان و يونانيان گذشته از افزودن آن علامت تغييرهايى هم در خود كلمهها دادهاند و اينست كه امروز به آسانى نخواهيم توانست شكلهاى درست آن نامها را بدانيم مگر آنكه در نوشتههاى فارسى يا ارمنى آنها را پيدا بكنيم . چنان كه درباره بسيارى از نامهاى زمان هخامنشى اين روى داده كه آنها را در كتابهاى يونانى و رومى داشتيم . ولى شكلهاى درست آنها را نمىدانستيم تا پس از خوانده شدن نوشته سنگى بيستون و ديگر نوشتهاى سنگى شكلهاى درست آنها به دست آمد از قبيل Smerdis و Cambyses و بسيار مانندهاى اينها كه امروز به جاى آنها « برديا » و « كنبوجى » از راه نوشته بيستون بدست آوردهايم و به كار مىبريم پس نامهاى ديگرى كه هنوز شكلهاى ايرانى آنها دانسته نيست بايد آنها را به حال خود گذاشت تا راهى براى دانستن اصل درست آنها نيز پيدا شود . 2 - نامهاى رودها و شهرهاى باستان و ديگر اينگونه نامها را به همان صورت باستان خود آورده صورت كنونى آنها را ميان دو ناخنك ياد كردم . اين نكته بسيار مهم است كه در سرودن تاريخ هر زمانى بايد نامها را به شكلهاى آن روزى آورد . زيرا از اين راه يك بهره علمى نيز به دست خوانندگان و شنوندگان مىآيد ، گذشته از نكتههاى علمى ديگرى كه در بردارد . در پايان ديباچه اين نكته را بايد گفت كه كتاب پلوتارخ با ترتيبى كه خود مؤلّف بر آن داده بود به دست ما نرسيده و تغيير بسيارى در آن داده شده بدينسان كه سرگذشتها را از جايى كه در اصل كتاب داشته تغيير داده پس و پيش ساختهاند . چنان كه در اين باره شرحهايى از جانب ترجمهكنندگان آن كتاب به زبانهاى اروپايى نوشته شده كه ما نيازى به نقل آنها نمىبينيم . چيزى كه هست از اين پس و پيش كردن سرگذشتها زيانى به كتاب نرسيده و چيزى از ارج آن نكاسته زيرا اين سرگذشتها هر كدام به تنهايى دفتريست و چندان اثرى به ترتيب بار نيست . از اين جهت ما نيز در ترجمه اين دوازدهگانه ترتيبى را كه در نسخهاى امروزى پلوتارخ