پلوتارخ ( مترجم : كسروى )
220
ايرانيان و يونانيان به روايت پلوتارخ ( فارسي )
با همه اينها ارتخشثر از اين لشكركشى بىزيان باز نگشته دسته بسيارى از سپاهيان دلير را با همهء اسباب خود از دست هشت . نتيجه ديگر اين لشكركشى آن بود كه چون بدانسان نافيروزمند بازگشت چنين مىپنداشت كه اين نافيروزى او را در نزد مردمان بىارج گردانيده و اين بود كه هميشه به نزديكان خود با ديده رشك مىنگريست تا آنجا كه بسيارى از آنان را بكشت و اين كار از خشم يا ترس بود . راستى ترس خونريزترين حاليست كه در پادشاهان پيدا مىشود . از آنسوى آرامش دل حالى است پر مهر و نوازش سودمند . درندگان را نيز مىبينيم كه پر عنادترين و ديرآموزترين آنها ترسوترين و درندهترين آنهاست آن جانورانى كه نجيبترند و در سايه دليرى كه دارند در خور اعتمادند به پيشرفتهاى آدميگرى آمادهتر مىباشند . ارتخشثر كه اين زمان پير شده بود مىديد كه پسرانش درباره جانشينى او كشاكش با هم دارند و هر كدام هواخواهانى از ميان نزديكان و خويشاوندان شاه پيدا كردهاند . كسانى از اينان عدالتخواهى نموده چنين مىگفتند كه ارتخشثر چنان كه پادشاهى را به عنوان بزرگترين دريافته همچنان بايد آن را به پسر بزرگتر خود داريوش بسپارد . از آن سوى پسر كوچكتر او اوخوس « 1 » نام جوانى گرم و تندى بود و هواخواهان بسيارى ميانه درباريان داشت . و آنگاه او پشتش به آتوسا گرم بوده هميشه اميد داشت كه به دستيارى او پدر را هواخواه خويش خواهد ساخت . زيرا او به آتوسا وعده مىداد كه چون شاه شور او را به زنى پذيرفته در كارها انباز خود خواهد ساخت و بدينسان او را به سوى خويش كشيده بود . اين از بسيار پيش شهرت داشت كه ميانه او خوس با اتوسا نامهنگاريهاى نهانى در كار است . چيزى كه هست پادشاه خبر از اين كارها نداشت . بههرحال شاه براى آنكه تا فرصت از دست نرفته اوخوس را به جاى خود نشاند و او را مجال ندهد كه همچون عموى خود كوروش به كوششهايى برخيزد و بار ديگر جنگ در كشور هخامنشى رخ نمايد داريوش را كه اين زمان بيست و پنج ساله بود به وليعهدى برگزيده و به او انجام داد كه كلاهراسته « 2 » چنان كه خود ايشان مىنامند بر سر بگزارد .
--> ( 1 ) . Ochus ( 2 ) . معناى زير لفظى عبارت مىباشد گويا مقصود از آن تاج مىباشد .