پلوتارخ ( مترجم : كسروى )

221

ايرانيان و يونانيان به روايت پلوتارخ ( فارسي )

در ايران هم قانون و هم عادت بر اين بود كه هر وليعهدى در آغاز وليعهدى خود مىتواند يك خواهش از پادشاه بكند و پادشاه تا مىتواند بايد اين خواهش او را بپذيرد . داريوش از پدر خود خواهش آسپاسيا « 1 » را كرد كه زنى از برگزيدگان « 2 » كوروش بوده و اين زمان از آن پادشاه گرديده بود . زادگاه اين زن فوكايى « 3 » بوده در ايونيا « 4 » و پدر و مادر او هر دو آزاد بوده و او را خوب آموخته بودند . روزى هنگامى كه كوروش بر سر سفره شام بوده اين را با دسته ديگرى از زنان نزد او مىآورند و او ايشان را پيرامون خود نشانده با آنان به كامرانيها و خوشدليها مىپردازد و سخنان عشق‌آميز به زبان مىراند و بدينسان همه آنان با وى گستاخ مىگردند . جز اين يك زن كه همه خاموش نشسته بوده و چون كوروش او را به سوى خود مىخواند از رفتن سر باز مىزند و چون چاكران مىخواهند او را به سوى كوروش بكشانند داد مىزند : هر كه دست به من بزند هر آينه پشيمان خواهد بود . از اينجا همگى او را دختر نادان و ناتراشيده مىشمارند . ولى كوروش او را پسنديده به آن مردى كه اينان را آورده بود مىگويد : مگر نمىبينى كه يك زن از همه ديگران نيك نهادتر و نيكخوتر مىباشد . و اين است كه چشم بر وى دوخته نگاه بسيار مىكند و او را از همه زنان بيشتر دوست مىدارد و او را « خردمند » نام مىدهد . پس از مرگ كوروش اين زن هم در ميان ديگر بازمانده‌هاى او به دست ارتخشثر افتاد . اينكه داريوش آسپاسيا را درخواست كرد بىشك پدر خود را دل‌آزرده ساخت . زيرا ايرانيان درباره زنان غيرت بسيار دارند و هميشه با ديده‌هاى باز آنها را مىپايند از اينجاست كه سزاى هر آن كس مرگ است كه در سفرى جلوتر از زنان شاه بيافتد يا اينكه از

--> ( 1 ) . Aspasia ( 2 ) . مقصود زنانى است كه پادشاهان و ديگران برگزيده نزد خود نگاه مىداشتند بىآنكه زن قانونى او شمرده شود و چون نامى براى آن در فارسى سراغ نداريم اين كلمه را برگزيده‌ايم . ( 3 ) . Phocaei شهرى از شهرهاى ايونيا بوده . ( 4 ) . Ionia مقصود آن بخشى از آسياى كوچك است كه در دست يونيان بوده و شهرهايى در آنجا برپا كرده و نشيمن داشته‌اند .