پلوتارخ ( مترجم : كسروى )

214

ايرانيان و يونانيان به روايت پلوتارخ ( فارسي )

دستيارى زينوىكريتى « 1 » يا پولوكرتوس ميندايى « 2 » ( زينو سردسته رقاصان و بولوكرتوس طبيب بود ) و اگر هيچ يك از آنان نباشد به دستيارى كتسياس به شاه برساند . گفته‌اند كه كتسياس اين نامه را گرفته و جمله‌هايى از پيش خود بر آن افزود به اين مضمون كه شاه نوازش فرموده كتسياس را به نام فرستاده نزد او بفرستند و اين كار را براى آن كرد كه خويشتن در آرزوى سفرى به كنار دريا بود . هم كتسياس مىنويسد كه پادشاه با تصويب او كوتون را پذيرفته به كارهاى خود در دريا بر گماشت . بارى ارتخشثر به دستيارى فارنابازوس و كونون لاكيدومونيان را در جنگ دريايى كه در كنيدوس « 3 » درگرفت شكست داده نيرومندى آنان را در دريا پاك از ميان برد و نيز بر همه يونانستان چيرگى يافته يونانيان را چندان زبون خود ساخت كه صلحى را كه به نام صلح انتالكيداس « 4 » معروف است به گردن آنان گزارد و پيمان صلح را خود او بر زبان رانده دستور داد بنويسند . اين آنتالكيداس مردى از اسپارتا و پسر لئون « 5 » نامى بود و چون بر پيشرفت كار پادشاه مىكوشيد لاكيدومونيان را بر آن واداشت كه با پادشاه پيمانى بسته همه شهرهاى يونانى را در آسيا و جزيره‌هاى نزديك به آسيا را همچنان زيردست و باجگزار او بشناسند و با اين شرط بود كه صلح در ميان يونانيان انجام گرفت . اگر بتوانيم نام خجسته صلح را به اين پيش‌آمد ننگين خيانت‌آميز بدهيم . صلحى كه اگر كسى از جنگ شكسته درمىآمد نتيجه آن به اين ننگينى نمىشد . از اين جهت بود كه ارتخشثر با آنكه ديگر اسپارتيان را دوست نمىداشت بلكه چنان كه دينون نوشته هميشه بر آنان با ديده يك مشت مردم بيكاره‌اى نگاه مىكرد . به انتالكيداس كه به دربار او آمده بود نوازش بسيار كرد تا آنجا كه روزى بساكى را از گل با روغن بسيار گرانبهايى آلوده پس از خوراك شام براى او فرستاد كه همگى از اين اندازه نوازش در شگفت شدند . راستى هم انتالكيداس در خور چنين نوازشها و رفتارها بود و خود بر چنان بساكى نياز داشت .

--> ( 1 ) . zeno از مردم جزيرهء Crete ( 2 ) . Polycritus از مردم Mendae ( ؟ ) . ( 3 ) . Cnidos ( 4 ) . Antaicidas ( 5 ) . Leon