آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )

680

ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )

عنوان سه تن مزبور ، يعنى « دبير » و « وزرگ‌مهر » و « نايب » نويسنده كتاب لفظ « ورزگمهر » را ، كه در فارسى كنونى « برزجمهر » نويسند ، يك بار ديگر داخل اين جمله ، بغلط جايگزين لفظ ديگرى ، كرده است . ما گمان مىكنيم ، كه بجاى « دبير برزجمهر » بايد « دبير بزرگ » گذاشت و اين « دبير بزرگ » همان است ، كه او را « دبيران مهشت » و « ايران دبيربذ » هم ميگفته‌اند . بنابراين جمله مذكور پس از اصلاح چنين مىشود : دبير بزرگ [ انگيريذار ] . . . و نايب . اما راجع بنايب ، كه جانشين وزير بوده ، در عبارت فارسنامه گويد ما اين نايب را وكيل‌در ( ؟ ) خوانيم و پهلوى ايرانمازغر ، ايرانمازغر گفتند ، مقصود از « ما » معاصران مؤلف فارسنامه ، يا معاصران مؤلف كتاب قديمىترى است ، كه مؤلف فارسنامه اين عبارت را از آنجا نقل كرده است . در كتاب يعقوبى لفظى است به اين صورت « المردمارعد » و در تجارب الامم ابن مسكويه « 1 » « 2 » « نايب بزرگ فرمذار » ايرانمازغر نوشته شده است . بنابر شرح وظايف « نايب » ، كه در عبارت « فارسنامه » ذكر شده ( نايب مال و معاملات نگاه داشتى ) حدس مىزنيم ، كه در پس كليه اين اشكال غلط كلمه ايران آماكار يعنى « رئيس محاسبات شاهنشاهى « پنهان باشد « 3 » . بارى بعد از اصلاحاتى ، كه بتفصيل ذكر كرديم ، ميتوانيم عبارت سابق الذكر فارسنامه را به صورت ذيل بنگاريم : « و با همه بزرگى [ معنوى ] و حكمت برزجمهركى وزير او بود انوشروان ترتيب وزارت او چنان كرد كى دبير بزرگ و [ نگيريذار ] و نايب نزديك كسرى آمد شد توانستى كرد و ما اين نايب را [ در اين زمان ] وكيل‌در ( ؟ ) خوانيم و به

--> ( 1 ) - چاپ هوتسما ، ج 1 ، ص 203 . ( 2 ) - تجارب الامم ، چاپ لسترانج و غيره ( نشريات گيب ، سرى 7 ) ، ج 1 ، ص 53 . آقاى مجتبى مينوى مرا به اين مطلب راهنمايى كرده است . ( 3 ) - آقاى مجتبى مينوى هم مستقلا اين عنوان را چنين خوانده‌اند ( اطلاع كتبى ايشان ) .