آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )
681
ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )
پهلوى ايران آماركار گفتندى و نيابت وزير دارد و هر سه گماشته كسرى انوشروان بودندى در خدمت وزير او برزجمهر . و وزير بذات خود از اين سه كس هيچ يكى را نتوانستى گماشت و غرض انوشروان آن بود تا دبير ( بزرگ ) هر نامه كى به جوانب بزرگ و اطراف نبشتى و خواندندى نكت آن در سر معلوم انوشروان ميكرد « 1 » و نگيريذار از آنچ رفتى از نيك و بد براستى مشافهه مىگفتى و راه وجوه مصالح باز مىنمودى و نايب ( يعنى ايران آماكار ) مال و معاملات نگاه داشتى و اين هر سه مردمان اصيل عاقل فاضل زباندان سديد بودندى » . با وجود كوششى ، كه در اصلاح اين عبارت فارسنامه كرديم ، نمىتوانيم بگوييم ، كه كاملا عين اصل پهلوى ، يعنى كتابى ، كه مأخذ فارسنامه بوده ، بدست آمده است . من ترديد ندارم ، كه در اصل پهلوى بجاى وزرگمهر ، وزرگفرمذار نوشته بوده است « 2 » ، و در واقع انوشروان اختيارات وزرگفرمذار را تخفيف
--> ( 1 ) - ر ك ص 153 و بعد اين ترجمه . ( 2 ) - در فارسنامه دو عبارت ديگر هست ، كه اين فرض را تأييد مىكند ؛ نخست آن كه در ص 79 ، سطر 16 ، چاپ تهران دنياى كتاب ، در ضمن شرح مراتب بزرگان در حضور پادشاه ( كه گويا قبل از اصلاح مذكور بوده ؟ ) گويد ؛ در جمله آيين بارگاه انوشيروان آن بود كى . . . در پيش تخت كرسى زر بودى كى بزرجمهر بر آن نشستى و فروتر از آن كرسى موبد موبدان بودى و زيرتر از آن چند كرسى از بهر مرزبان و بزرگان ، چون در اينجا سخن از كرسيهاى صاحبان عناوين و مقامات درجه اول است ، ذكر نام شخصى آنها مهم نبوده و موردى نداشته ، و به همين دليل هم ذكر نشده است . پس در مورد نام بزرجمهر هم ، كه داراى شخصيتى تاريخى نميباشد ، بايد گفت ، كه بغلط جاى بزرجفرمادار يا بزرگفرماى ( وزرگ فرمذار ) را گرفته است . اما عبارت دوم فارسنامه ص 39 ، سطر 21 ، چاپ تهران صحيحتر است . در ضمن شرح سلطنت و يشتاسب شاه ، حامى زردشت ، اصل و مبدأ تقسيمات اجتماعى آخر عهد ساسانيان را به اين دوره پرافتخار قديم نسبت داده و گويد . وزير را بزرگفرماى خواندندى و وزير را نايبى معتمد بودى كسى به هر سخنى و مهمى او را نزديك ملك فرستادى و اين نايب را ايرانمازغر ( نسخه بدل ، ايرانمازغر ) خواندندى » .