آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )
672
ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )
اشتاين بود ، كه من آن را در اصول صحيح يافتم ، ولى پذيرش عقايد او در باب وضع مرزبانان و سپاهبذان و پاذگوسپانان نسبت به يكديگر براى من دشوار بود و بدينجهت كوشيدم تا مگر راه حل ديگرى براى اين مسئله دشوار بيابم . خلاصه مطلب آنكه ، آقاى اشتاين در نقدى ، كه بر چاپ اول « ايران در زمان ساسانيان » « 1 » نگاشتهاند ، و به علت اوضاع و احوال كنونى ، كمى قبل از شروع چاپ دوم بدست ميرسيد ، موضوع را دوباره از سرگرفته و ببحث و تحقيق دقيقترى در اطراف مسائل مختلف آن پرداختهاند . پس از توجه بدلايل جديد آقاى اشتاين ، من نيز با ايشان همرأى شدم . فهرست مورد بحث از اينقرار است : 1 - يعقوبى بوزرگ فرمذار ( وزير اعظم ) - موبدان موبد ( روحانى اعظم ) - هيربذان هيربذ ( حافظ آتشكده ) - دبيربذ ( رئيس دبيران ) - سپاهبذ ( فرمانده لشگر ) ، كه در زير حكم خود يكنفر پاذگوسپان داشت - فرمانفرماى ايالت را مرزبان مىگفتهاند . 2 - مسعودى ، التنبيه : موبدان موبد ( هيربذ در زير فرمان موبد بوده است ) - وزرگ فرمذار - سپاهبذ - دبيربذ - هتخشبذ ، كه او را واستريوش [ بذ ] هم ميگفتهاند . ( اين شخص رئيس همه مردمانى بوده ، كه اعمال يدى ميكنند چون غلامان و كشاورزان و سوداگران و غيره ) . از جمله صاحبان مناصب عاليه مرزبانان بودهاند ، كه فرمانده سرحدات محسوب مىشدهاند و عده آنان چهار بوده است برحسب جهات اصليه « 2 » . 3 - مسعودى ، مروج الذهب : وزرا - [ موبذان ] موبذ ( كه قاضى اعظم و رئيس شريعت و ما فوق هيربذان بوده است ) - چهار سپاهبذ ( كه عمال درجه اول دولت بوده ، و هر يك بر ربعى از مملكت فرمانروايى ميكردهاند ، و هر يك از نايبى بوده است بنام مرزبان ) « 3 » .
--> ( 1 ) - موزئون ، ج 53 ( 1940 ) ، ص 133 - 123 . ( 2 ) - مقصود « مرزبان - شهردار » است . ( 3 ) - تفصيلى ، كه پس از اين آمده است ( راجع به مقام رامشگران و غيره ) ، براى تحقيق در موضوع مورد بحث بىفايده است .