آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )

673

ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )

بنابر عقيده آقاى اشتاين « 1 » فهرست يعقوبى از همه قديمىتر است ، زيرا كه اولا ترتيب درجات و مقامات آن شبيه به ترتيب درجات بزرگانى است ، كه به گفته نامه منسوب به تنسر مأمور انتخاب پادشاه بوده‌اند ، و اين مربوط بدوره مقدم بر اصلاحات دولت در زمان سلطنت كواذ اول مىباشد . ثانيا - در ميان سه فهرست فقط فهرست يعقوبى هيربذان هيربذ را از جمله صاحبان مناصب عالى مىشمارد ، كه بعدها مقام و شغل او ضميمه مقامات موبدان موبد شده است . سپس اشتاين به اين نكته اشاره مىكند ، كه فقط در فهرست يعقوبى از پاذگوسپان ، كه زيردست سپاهبذ بوده ، سخن رفته است ، و چنين نتيجه مىگيرد ، كه در دوره مربوط به اين فهرست فقط يك نفر پاذگوسپان در كشور بوده ، كه نايب سپاهبذ محسوب مىشده است ، و سپاهبذ هم تا زمان خسرو اول فقط يك تن بوده ، و انوشيروان چهار تن را رتبه سپاهبذ داد . آقاى اشتاين براى تأييد اين نكته عبارتى از دينورى نقل مىكند « 2 » . در اين عبارت اسامى مشاهير اشراف ذكر شده است ، كه بعد از وفات يزدگرد اول ، براى محروم كردن اخلاف او از سلطنت ، با هم اتفاق كردند از اين قرار : وستهم سپاهبذ سواد ( عراق و بابل ) ، كه لقبش هزارفت بود ؛ ديگر يزدگشنسپ ، پاذگوسپان « 3 » . . . ؛ ديگر پيرگ ، كه مقامش همان مقام مهران

--> ( 1 ) - مقاله سالنامه فوق الذكر ، ص 54 و ما بعد . ( 2 ) - گيرگاس Guirgass ، ص 57 ، نلدكه طبرى ص 96 ، يادداشت 3 و نيز ر ك به بالاتر ص 298 . ( 3 ) - كلمه‌اى ، كه در متن پس از پاذگوسپان آمده ، ظاهرا تحريف شده و درست خوانده نميشود . گيرگاس بحدس آن را « پاذگوسپان الزوايى » خوانده است ، ولى معلوم نيست درست باشد . ( الزوايى استانيست در مغرب ) . هرتسفلد در گزارش باستان ، ج 4 ، ص 57 ، يادداشت 2 ، قرائت الاذرپتى el - adharpati يا الادرپايى el - adharpayi يعنى آذربايجان را پيشنهاد مىكند . اشتاين تصحيح هرتسفلد را درست نمىپسندد ( موزئون ص 29 - 128 ) ، ولى به نظر من بيش از تصحيح گيرگاس قابل قبول است .