آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )
656
ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )
خزاينى را ، كه شاهنشاه نتوانسته بود ببرد ، مثل سبدهاى مهر شده پر از اشياء زرينه و سيمينه ، جامهها ، گوهرها ، اسلحه ، ادويه و عطريات لطيف . فوجى از عرب در دنبال هزيمتيان تا پل نهروان پيش رفت ، و چند رأس دواب غنيمت گرفت ، كه گنجها و علائم بسيار گرانبهاى سلطنتى را مىبردند . در صندوقى ، كه بر شترى بسته بود ، چيزهاى بسيار نفيس ديدند ، منجمله تاج خسرو پرويز ، و قباى او ، كه از پارچه زربفت مرصع بجواهر و مزين بمرواريد بود . جامههاى زربفت ديگر نيز در آن صندوق يافتند . در صندوقهاى ديگر زره ، و خود ، و رانبند ، و بازوبند ، و شمشير خسرو پرويز ، كه همه از طلا بود ، بدست آمد ؛ پس آنگاه زره ، و جوشن ، و شمشيرهايى ، كه از هرقل قيصر روم ، و خاقان ترك ، و داهر « 1 » پادشاه هند « 2 » ، و وهرام چوبين غنيمت گرفته بودند ، با اسلحه پيروز ، و كواذ اول ، و هرمزد چهارم ، و سياوش ، و نعمان ، بدست عرب افتاد . شمشيرهاى خسرو و نعمان را با تاج خسرو نزد خليفه ، عمر ، فرستادند . عمر تاج را در كعبه آويخت « 3 » . قالى معروف « بهار كسرى » « 4 » ، هم در جزو غنائمى بود ، كه نزد عمر فرستادند . عمر گفت تا آن را قطعهقطعه كرده ميان اصحاب رسول اللّه . ص تقسيم نمودند . على ( عليه السّلام ) سهم خود را به بيست هزار درهم فروخت . پس خمس غنايم را ، كه بخليفه تعلق داشت ، جدا كرده ، باقى را در بين شصت هزار تن سپاهيان سعد قسمت نمودند . گويند بهر تن 12000 درهم رسيد « 5 » .
--> ( 1 ) - Dahir ( 2 ) - اين غنيمت جنگى را ظاهرا خسرو پرويز در يكى از فتوحات خود در هند بدست آورده است ( ر ك ماركوارت ، ايرانشهر ، ص 33 ) ، ولى ماركوارت در باب صحت اسم داهر ترديد اظهار كرده است . ( 3 ) - راجع بتاج خسرو در مكه صاحب نهايه گويد امروز هم در همانجاست ( برون ، ص 457 ) ؛ راجع بتاريخ كتاب ر ك بالاتر ص 89 . ( 4 ) - ر ك بالاتر ، ص 496 . ( 5 ) - طبرى ، ص 2452 - 2426 ؛ بلعمى ، 3 ، ص 414 و ما بعد ؛ مقايسه شود با اشتراك ، سلوكيه و تيسفون ، ص 41 - 38 .