آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )

655

ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )

موسوم به ضرار بن الخطاب افتاد ، كه آن را بسى هزار دينار فروخت ، ولى قيمت واقعى آن 000 / 200 / 1 ، دينار بود ، ( در التنبيه ، همين مؤلف گويد ، بهاى آن درفش 000 / 000 / 2 دينار بود « 1 » ) . از طرف ديگر ، ثعالبى گويد « 2 » ، كه سعد بن ابى وقاص ، سردار عرب « اين درفش را بساير خزائن و جواهر يزدگرد ، كه خداوند نصيب مسلمانان كرده بود ، افزود و آن را با تاج‌ها ، و كمرها ، و طرق‌هاى گوهرنشان ، و چيزهاى ديگر برداشته ، به خدمت امير المؤمنين عمر بن الخطاب برد . عمر گفت آن را گشوده پاره‌پاره نمايند ، و ميان مسلمانان قسمت كنند . » پس از اين فتح بزرگ ، مسلمانان حيره را گرفتند . بعد بجانب تيسفون روى نهادند . در سال 647 ويه اردشير بعد از دو ماه محاصره مسخر شد . ساكنين آن ، كه از گرسنگى جز رمقى نداشتند ، خود را به تيسفون انداختند ، كه در جانب يسار دجله بود . يزدگرد با دربار و حرمسراى خود از پايتخت گريخت ، در حالىكه « هزار نفر طباخ ، و هزار تن رامشگر ، و هزار تن يوزبان ، و هزار تن بازبان ، جماعتى كثير از ساير خدمه همراه او بودند ؛ و شاهنشاه اين گروه را هنوز كم ميدانست » « 3 » . نخست يزدگرد بحلوان رفت ، و در آنجا هم چون از حمله فارغ نبود ، به داخل كشور ماد شتافت . جماعتى بسيار از ساكنان تيسفون همه دارايى را رها كردند تا شايد جان بسلامت ببرند . بهار بود ، و دجله طغيانى داشت . ايرانيان جسرها را بريده و قايقها را از ساحل غربى شط دور كرده بودند . اما لشكر عرب گدارى يافت ، و بدون آسيبى خود را بساحل شرقى رساند . افواج نگهبان ايرانى عرصه تيغ شدند و باقى سپاهيان شاهنشاهى رو بهزيمت نهادند ، و سعد بن ابى وقاص با فتح و فيروزى وارد پايتخت خالى شد ، در برابر ايوان كسرى اردو زد ، و خود داخل كاخ‌ها شد . در آنجا همه

--> ( 1 ) - جغرافيون ، 8 ، ص 86 ، ترجمه كارادوو ، ص 125 . ( 2 ) - ص 39 . ( 3 ) - ثعالبى ، ص 742 ؛ مقايسه شود با حمزه ، ص 36 ، ترجمه ص 47 .