آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )
616
ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )
هرتسفلد طرح و صنعتى ، كه در اين گوشه قالى به كار رفته ، نشان ميدهد ، كه اصل آن قالى گرهدارى بوده است « 1 » . اين قسم قالىبافى را در ادوار اسلامى ايران دنبال كرده ، به نتايج حيرتبخش و نمونههاى بسيار زيبا رسيدهاند . معروفترين قالىهاى عهد خسرو پرويز ، كه در كتب قديمه شرقى شرح آن مذكور است ، از جنس ابريشم زربفت بوده است . ثعالبى گويد « 2 » : طاقديس ( سابق الذكر ) از چهار قالى زربفت مرواريددوز و ياقوتنشان پوشيده بود ، و هر يك از اين فرشها فصلى از سال را نشان ميداد » . قالى بزرگى ، كه در تالار باريكى از قصور سلطنتى تيسفون بوده ، و وهارى خسرو ( « بهار كسرى » ) نام داشته ، يا بقول بلعمى آن را ( « فرش زمستانى » ) ميگفتهاند ، از همان جنس زربفت بوده است اين فرش ، كه شصت ارش درازا و شصت ارش پهنا داشته ، در فصل زمستان منظره بهارى را در برابر شاهنشاه ميگسترده است . در متن آن خيابانها و جدولهاى آب ساخته بودند و نهرها از ميان باغى خرم ميگذشت ، كه كشتزارها و باغچههاى پرميوه و سبزى آن را فروگرفته بودند . شاخ و برگ اين اشجار از زر و سيم و گوهرهاى رنگارنگ بود « 3 » . در نقش شكار طاقبستان فقط چند تن از سه هزار زنى ، كه خسرو در حرم داشت ، مىبينيم . اين شهريار هيچگاه از اين ميل سير نمىشد . دوشيزگان و بيوگان و زنان صاحب اولاد را ، در هرجا نشانى مىدادند ، بحرم خود مىآورد . هر زمان ، كه ميل تجديد حرم مىكرد ، نامهء چند بفرمانروايان اطراف مىفرستاد ، و در آن وصف زن كامل عيار را درج مىكرد . پس عمال او هرجا زنى را با وصف نامه
--> ( 1 ) - دروازه ، ص 137 و بعد . ( 2 ) - ص 699 . ( 3 ) - طبرى ، ص 2452 ؛ بلعمى ، زتنبرگ ، ج 3 ، ص 417 . مقايسه شود با بلوشه ، يادداشت راجع بيك قالى عرب متعلق به قرن هشتم ، مجله پادشاهى ، 1932 ، ص 17 - 613 ؛ تاريخ صنايع ، 3 ، ص 2272 و بعد ( پوپ ) .