آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )
615
ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )
ساسانى ، بعضى را در تصاوير غارهاى تركستان چين بعينه ترسيم نمودهاند . طرح اين نقشهاى منسوجات ابريشمى نخست از جانب شرق آمد تا بغرب رسيد و صنعتگران بيزانسى بتقليد آن پرداخته ، در صنعت نساجى قرون وسطى در اروپا تأثيرى فوق العاده كردند . توانگران و مردمان صاحب مقام براى هر فصلى جامه از پارچه خاصى داشتند . ثعالبى گويد « 1 » ، خسرو از ريدك داناى خود پرسيد « 2 » ، بهترين جامه كدام است . غلام گفت « اما در بهار شاهجانى و دبيقى ؛ و در تابستان توزى « 3 » و شطوى ، و در پائيز منير رازى و ملحم مرزوى ؛ و در زمستان خز و حواصل ؟ و در سرماى سخت خز آستردار ، كه ميان آن را از قز انباشته باشند » . هيونگ تسيانك « 4 » گويد : جامه ايرانيان از پوست ، يا پشم ، يا نمد ، يا ابريشم منقش ساخته شده است . موى سر را منظم مىكنند ، و سربرهنه راه ميروند . اگر بتوانيم اين قول اخير را بپذيريم ، بايد بگوييم كه رسم روستاييان چنين بوده است « 5 » . صحنه حجارى « شكار گراز » نمونهء هم از سبك قالى ساسانيان ميدهد . آقاى هرتسفلد گوشه يك قالى را ، كه از قايقزنان چنگزن آويخته ، محل دقت قرار داده است . در ميان دو رشته مرواريد ، كه گاهگاه قطع شده ، و اشكال مستطيلى در آن جاى گرفته است ، شاخهء لبلابى ديده مىشود ، كه پس از پيچ و خم بسيار منتهى بغنچه شده است ، مبداء اين طرح در نقوش يونانيان باخترى به نظر ميرسد . بنابر رأى آقاى
--> ( 1 ) - ص 710 . ( 2 ) - ر ك بالاتر ص 439 ، يادداشت 6 . اين قسمت از سخنان ريدك در متن پهلوى موجود نيست . ( 3 ) - ( Tauwaz ) ( 4 ) - بيل ، استاد بودايى راجع بعالم عربى ، ج 2 ، ص 278 . ( 5 ) - راجع به اقسام پارچه و هنرهاى مربوط به آن ر ك تاريخ صنايع ، 1 ، ص 715 - 691 ( فيليس اكرمان phyllis Ackermann ) ؛ 4 ، 202 - 197 .