آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )
614
ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )
مرواريد حقيقى دوختهاند . بعضى از جامهها را با تصوير حيوانات نقش بستهاند ، مثل ميش كوهى ، و خرس ، و مرغابى ، و حواصل ، و اين جانوران را معمولا بطرزى ساختهاند ، كه گاه رو بجانب يمين و گاه به سمت يسار قرار گرفتهاند . همچنين بعضى از نقوش مركبه هم مىبينيم ، مثلا مرغابىهايى كه رشتههاى برگ به شكل لوزى آنها را احاطه نمودهاند ، و در فاصله آنها جابجا ستاره ، يا گل ، يا تاج مرواريددوزى ساختهاند ، كه محيط بر هلالهايى هستند و در فواصل آن شاخه سدر و مرغان بسيار ديده مىشود ، گاهى هم صفحات مدورى رسم كردهاند ، كه شاخه سدر يا صورت پرندگان در آنها قرار دارد . زنانى ، كه در شكار گراز طاقبستان پاروزن قايقها هستند ، جامه دربردارند منقش بدوايرى كه سر گراز در آنها ترسيم شده است ؛ يك قطعه از منسوج عهد ساسانى با همين نقش در موزه حرفههاى هنرى « 1 » برلن محفوظ است ؛ اين پارچه را در يكى از كليساهاى آلمانى براى بستن يكى از اشياء مقدسه آن كليسا به كار مىبردهاند . بارى در حجارى مزبور پادشاه ، كه در قايق ايستاده ، لباسش داراى نقش اژدهاست ، كه آن را هيپوكامپ ميخوانند . اين حيوانى خيالى است ، كه مأخوذ از اژدهاى صنايع چينى است « 2 » ، همين نقش در جامه خسرو پرويز ، كه سوار بر اسب است ، ديده مىشود ، و نيز در قطعهء از منسوجات ساسانى ، كه در موزه سوثكن سينگتون « 3 » مضبوط است ، به نظر ميرسد . چند قطعه پارچه ديگر ، كه از دوره ساسانى باقى مانده ، صورت پادشاهى را در شكارگاه نشان ميدهند ، كه سوار بر اسبى بالدار با مركب عجيبى است ، و در پيرامونش صورت جانوران گوناگون منظما رسم گرديده است « 4 » . از نقوش منسوجات
--> ( 1 ) - Kunstgewerbe Museum ( 2 ) - در « تاريخ صنايع » اين حيوان را سينمرو senmurv ناميدهاند ، كه پرندهايست در داستانهاى حماسى ايران و به فارسى امروز آن را سيمرغ خوانند . ( 3 ) - South Kensington ( 4 ) - دمرگان ، 4 ، ص 323 و بعد ؛ هرتسفلد ، دروازه ، ص 121 و بعد ، تصاوير 65 - 61 ؛ زاره ، صنايع ايران قديم ، تصوير 98 و 99 ؛ تاريخ صنايع ، 4 ، 166 .