آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )
599
ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )
بالاپوشى ستارهنشان پوشيده است . تاجش شبيه تاج اوهرمزد است ، و از زير آن چهار رشته گيسو بر دوش و سينهاش افتاده است ، و اين بنابر شيوه عادى زنان ايرانى عهد ساسانى است « 1 » . در همه اين تصاوير آثار خشكى و فقدان حيات آشكار است ، « گويى شخص در برابر تصوير مجسمههايى ايستاده » يا نقوشى را مينگرد ، كه از روى پرده نقاشى حجارى كردهاند « 2 » ، خلاصه توصيفى كه هرتسفلد از صنعت حجارى غار خسرو دوم در طاق بستان كرده ، اين است ، كه اين نقوش گويى از روى پرده قلمى در سنگ حجارى شده است « 3 » . متأسفانه از نقاشى ساسانيان آثار بسيار قليلى مانده است . در محلى موسوم به دختر نوشيروان ، در حوالى خلم ، واقع در مشرق بلخ ، در طاقچه ، كه در كوه كنده شده ، بقاياى تصويرى ديده مىشود ، كه ضايع و محو شده است . اين صورت يكى از شاهزادگان ساسانى است ، كه فرمانرواى ايالات شرقى بوده ، تختى را كه بر آن نشسته ، در ميان ستونهايى قرار دادهاند . اين نقاشى شبيه بتصاوير برجسته پادشاهان ساسانى است ، ولى از جزئيات آن نقاشى در عين حال شيوه تصاوير بودايى آسياى مركزى نمايان است « 4 » . بارى ، در ضمن آخرين حفرياتى ، كه در تيسفون صورت گرفته ، آثارى از نقوش ديوارى « 5 » دوره ساسانى بدست آمده ، كه مشتمل بر تصاوير مردان بود ، و فقط پارههاى سر انسانى در آنها محفوظ مانده است شميت گويد : « الوانى ، كه به كار مىبردهاند ، زرد ، و سرخ ، و خرمايى بوده است ،
--> ( 1 ) - دروازه ، ص 92 و تصوير 42 و 44 ؛ تاريخ صنايع 1 ، ص B 160 . ( 2 ) - دروازه ، ص 93 . ( 3 ) - مقايسه شود با هرتسفلد ، خراسان ( اسلام ، ج 11 ) ، ص 154 . ( 4 ) - گدار و خانمش وهاكن ، آثار باستانى بودايى در باميان ، ص 65 و بعد ، و تصاوير 42 و 43 . ( 5 ) - Fresque