آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )

587

ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )

او بود . بنابر قصهء ، كه در كتب آمده ، منجمان خسرو را گفته بودند ، كه مرگ او از جانب نيمروز است ، و اين نكته خسرو را نسبت بمردانشاه ، كه فرمانروايى مقتدر بود ، بدگمان كرد . پس بر آن شد ، كه او را به هلاكت رساند ، ولى چون خدماتش را بخاطر آورد ، مصمم شد ، كه فقط به بريدن دست راست او اكتفا كند ، تا در نتيجه اين سياست از اشتغال بخدمات عاليه كشورى بازماند . چون سياست اجرا شد ، خسرو خواست با دادن مال بسيار او را راضى و خوشدل كند ، ولى مردانشاه گفت بجاى مال خواهشى دارم ، و آن اين است ، كه سرم را از تن جدا كنيد ، زيرا كه در چنين وضع شرم‌آورى زندگى بر من حرام است . بارى بر - فرض ، كه تفصيل اين قصه صحيح نباشد ، قدر متقن اين است ، كه پرويز مردانشاه را به هلاكت رساند و فرزند او مهرهرمزد يا نيوهرمزد را در دشمنى خويش ثابت‌قدم كرد « 1 » . پس آنگاه نوبت به ديگرى از بزرگان رسيد ، يزدين نام ، كه دين نصارى داشت . تاريخچه اين مرد شرح مفيدى از احوال اجتماعى آن عهد بشمار است . خانواده او ، كه اصلا سريانى بود ، در كرخاى بيث‌سلوخ ( كركوك فعلى ) املاك پهناور داشت . اين يزدين ظاهرا در ديوان خراج داراى مقامى عالى بوده است . او را مقام واستريوشان سالار دادند ، و وصول عشريه را به او محول كردند . هنگام لشكركشى همراه سپاه ميرفت ، تا از غنيمت جنگ و خراج رعيت پيوسته خزانه را سرشار بدارد . گويند هر بامداد هزار سكه زر بخزانه مىفرستاد « 2 » . يزدين نظير اين جهدى را ، كه در انباشتن خزاين پادشاه به كار مىبست ، در حمايت همكيشان خود نيز مبذول مىداشت « 3 » . از اين جهت مورخان عيسوى از او جانبدارى كرده ،

--> ( 1 ) - طبرى ، ص 1058 و بعد ، نلدكه ، ص 379 و بعد ؛ بىنام گويدى ، نلد كه ، ص 29 . ( 2 ) - نلدكه ، طبرى ، ص 384 ، يادداشت . ( 3 ) - تاريخ بىنام گويدى ، نلدكه ، طبرى ، ص 29 .