آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )

556

ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )

نماند كه علم طب بنزديك همه خردمندان و در همهء دنيا ستوده است و در كتب طب آورده‌اند : كه فاضل‌ترين اطبا آنست ، كه بر علاج از جهت ثواب آخرت مواظب نمايد ، كه بملازمت آن سيرت نصيب دنيا هر چه كاملتر بيابد و رستگارى عقبى مدخر گردد ، چنان كه غرض كشاورز در پراكندن تخم دانه باشد ، كه قوت اوست ، اما كاه كه علف ستور است ، خود بتبع حاصل آيد . در جمله بر اين كار اقبال تمام كردم و هر كجا بيمارى نشان يافتم ، كه در وى اميد صحت بود ، معالجه او بر وجه حسبت كردم و چون يك چندى بگذشت و طايفه از امثال خرد را در مال و جاه بر خويشتن سابق ديدم ، نفس بدان مايل گشت و تمنى مراتب اين جهانى بر خاطر گذشتن گرفت و نزديك آمد ، كه پاى از جاى برود . با خود گفتم اى نفس ميان منافع و مضار خويش فرق نميتوانى كردن و خردمند چگونه آرزوى چيزى كند ، كه رنج و تعب آن بسيار باشد و انتفاع و استمتاع از آن اندك . و اگر در عاقبت كارها و هجرت سوى گور فكرتى شافى واجب دارى حرص و شره اين عالم فانى بر تو بسرآيد و قوىتر سببى در كارهاى دنيا مشاركت مشتى دون عاجز است ، كه بدان مغرور گشته‌اند . از اين ناصواب درگذر و همت بر اكتساب ثواب آخرت مقصود گردان ، كه راه مخوفست و رفيقان ناموافق و رحلت نزديك و هنگام حركت نامعلوم ، زينهار در ساختن توشهء آخرت تأخير جائز نشمرى ، كه به نيت آدمى چون آوندى ضعيف است . . . چون بر اين سياقت در مخاصمت نفس مبالغت نمودم به راه راست بازآمد و برغبتى صادق و حسبتى بىريا رو بعلاج بيماران آوردم . . . » « 1 » . « . . . تا بميامن آن درهاى روزى بر من گشاد . گشت و صلات و مواهب پادشاهان « 2 » بر من متواتر شد و پيش از سفر هندوستان و پس از آن انواع دوستكامى و نعمت ديدم و بجاه و مال از امثال و اقران بگذشتم . . . » « 3 » .

--> ( 1 ) - نلدكه ؛ ترجمه و تفسير مقدمه برزويه كتاب كليله و دمنه ( نوشته‌هاى انجمن علمى اشتراسبورگ 1912 ) ، ص 11 و ما بعد . ( 2 ) - يعنى شاهنشاه و شاهزادگانى ، كه با عنوان شاهى حكومت ميكردند . ( 3 ) - نلدكه ، مقدمه برزويه ، ص 14 .