آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )

542

ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )

نشستى و فروتر از آن كرسى موبد موبدان بودى وزيرتر از آن چند كرسى از بهر مرزبانان و بزرگان و جاى هر يك به ترتيب معين بودى كى هيچكس منازعت ديگرى نتوانستى كرد و چون كسرى بر يكى خشم گرفتى كرسى او از آن ايوان برداشتندى » . وقتى كه نائره جنگ اشتعال ميگرفت ، مهمانيهاى بزرگ سلطنتى متروك ميشد ، و پادشاه غير از موبدان موبد ، و ايران دبيربد ، و رئيس اسواران كسى را بر خوان خود نمىپذيرفت . آنگاه بر سر سفره چيزى جز نان ، و نمك ، و سركه و سبزى نمىنهادند . پس غذايى بنام بزم‌آورد مىآوردند « 1 » ، بعد از آنكه شاه قدرى از آن مىخورد ، سفره را برميچيدند ، و شاه مجددا به كار مىپرداخت . اما وقتى كه جنگ بخوشى خاتمه مىيافت ، رسم ضيافتها مجددا برقرار ميگرديد ، درباريان دوباره جمع ميشدند . موبد بزرگ نطقى ايراد ميكرد ، و وزراء پس از او هر يك سخنى ميگفتند ، سپس افسران عاليرتبه در قسمت علياى تالار در حضور شاه غذا صرف ميكردند ، و در قسمت سفلى تالار ، عوام خوراك ميخوردند ، و مراقبت آنها با رئيس‌پليس بود « 2 » . بر خوان زمزمه ميكردند . در آن اثناء كسى حق سخن گفتن نداشت ، و اگر كسى چيزى ميخواست ، به اشاره طلب ميكرد « 3 » . در پايان غذا ، خوانندگان و بازيگران احضار ميشدند « 2 » . اگر كسى خبر مىيافت ، كه شاه بر او خشم گرفته است ، نه حق فرار داشت ، نه بست نشستن در مكانهاى مقدس « 4 » ، بلكه بايستى بر سه پايه آهنينى ، كه در مقابل قصر بود ، بنشيند ، تا شاه در حق او حكمى صادر كند ، در ظرف اين مدت كسى

--> ( 1 ) - گوشت پخته و تره و خاگينه كه در نان تنك پيچند و مالندنواله سازند ( برهان قاطع ) . ( 2 ) - جاحظ ، تاج ، ص 173 و ما بعد . ( 3 ) - ايضا ، ص 18 . ( 4 ) - در دوره اسلامى اگر شخصى از طرف دولت تعقيب ميشد ، در صورتى كه در مسجدى بست مىنشست ، در امان مىبود ؛ به نظر ميرسد ، كه در ازمنه قديم آتشكده‌ها هم پناهگاه محسوب ميشده است .