آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )

543

ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )

جرأت نداشت او را حمايت كند « 1 » . حكم اعدام را در ميدان وسيعى در وسط قصر اجراء ميكردند . در آنجا سر و دست و پاى مقصرين ، يا كسانى كه مستوجب غضب شاه بودند ، مىبريدند « 2 » . شأن پادشاه نبود ، كه بخطاى بىاهميت توجه كند . جاحظ « 3 » در اين باب دو نمونه بدست ميدهد ، كه يا دروغ ، جالب توجه است . روزى وهرام گور در شكارگاه بقضاء حاجتى از اسب به زير آمد ، و لگام اسب را بدست چوپانى داد . چوپان چون قطعات طلاى عنان اسب را ديد ، در وقتى كه شاه را غافل مىپنداشت ، كارد برآورد و بعضى از آن را بريد ، شاه ميديد ، ولى محض اينكه چوپان شرمگين نشود ، مجددا سر به زير افكند ، چون دريافت ، كه چوپان به قدر حاجت برگرفته است ، پيش آمد ، و چنان كه گويى گرد و غبار بچشمانش رفته و چيزى نمىبيند ، چشمان خود واماليدن گرفت ، و بر اسب نشست ، و چوپان را بدرود گفت . و نيز از اغماض انوشروان حكايت كند ، كه روزى در جشن نوروز يا مهرگان ، خوانى عظيم گسترده بود ، يكى از ميهمانان جامى زرين برداشت ، خسرو ديد ، ولى روى برگردانيد . شرابدار ، متوجه فقدان جام شده ، فرياد برداشت كه كسى از تالار بيرون نشود ، تا همه را جستجو كنيم ، اما خسرو فرمود مانع مشويد : « آنكس كه جام برده باز نخواهد داد ، و آنكس كه ديده است ، باز نخواهد گفت . » در اعمال شهداء عبارتى هست ، كه ما را از طرز ورود نجيب‌زادگان بخدمات دربارى مطلع مىكند : مهران گشنسپ يكى از نجباى جوان بود ، كه در ادبيات ايران و اصول نظرى و عملى دين زردشت دست داشت ، و به همين سبب مورد توجه هرمزد چهارم واقع شد . شاه فرمود تا بعضى متون كتب مقدسه را از بر بخواند ، و چون مهارت او را در اين باب مشاهده كرد ، او را مبلغى درهم داد ، و فرمود روزى

--> ( 1 ) - پروكوپيوس . جنگ ايران ، 1 / 23 / 28 . ( 2 ) - طبرى ، ص 1059 ، نلدكه ، ص 380 . ( 3 ) - تاج ، ص 100 و ما بعد .