آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )
541
ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )
ايرانيانى را ، كه بديانت عيسى گرويدهاند « 1 » ، بدين زردشتى بازگردانند ، بدان وسائل دست ميزدند . اگر شاه به كسى تاجى عطا ميفرمود ، دارنده آن عطيه حق داشت بر سر خوان شاه مقام گيرد و در مجلس مشاورهء او حضور پيدا كند « 2 » . كواذ اول تاجى از زر مرواريد نشان ، كه بنشانه افتخار « 3 » بمهران عطا كرده بود ، از او پس گرفت . هرمزد چهارم به نعمان پادشاه عرب ديهيمى بخشيد ، كه 000 / 60 درهم ارزش داشت « 4 » . رتشتين گويد « 5 » ، اين بخشش از عطاياى معمولى بالاتر بود ، و ظاهرا چيزى مثل نشانهاى عهد ما بوده است . مؤلف فارسنامه خبر ذيل را نقل كرده « 6 » ، كه مأخذ آن محتملا آيين نامگ بوده است ، گويد : « در جمله آيين بارگاه انوشروان آن بود كى از دست راست تخت او كرسى زر نهاده بود و از دست چپ و پس همچنين كرسىهاى زر نهاده بود و از اين سه كرسى يكى جاى ملك چين بودى و ديگرى جاى ملك روم بودى و سه ديگرى جاى ملك خزر بودى كى چون ببارگاه او آمدندى برين كرسىها نشستندى و همه ساله اين سه كرسى نهاده بودى برنداشتندى و جز اين سه كس ديگر بران نيارستى نشستن و در پيش تخت كرسى زر بودى كى بزرجمهر « 7 » بر آن
--> ( 1 ) - هوفمان ، ص 54 . ( 2 ) - اميانوس مارسلينوس ، كتاب 18 ، بند 5 ، پاره 6 . در اين مورد سخن از يكى از روميان است ، كه بپاداش خدمتى كه به ايران و خيانتى كه به روم كرد ، پادشاه به او تاج افتخار عطا كرد . پس خارجىها ميتوانستند در زمان شاهپور دوم در طبقات عاليه وارد شوند . ( 3 ) - پروكوپيوس ، جنگ ايران ، 1 / 17 / 28 - 26 . ( 4 ) - طبرى ، ص 1018 ، نلدكه ، ص 316 . ( 5 ) - ص 128 . ( 6 ) - ص 97 . ( 7 ) - بعقيده من بوذرجمهر غلط است و بجاى آن بايد وزرگهرفر مذار باشد كه ضميمه دوم .