آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )
538
ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )
مقام سلطنت بزرگترين نشانه افتخار بود . و نيز گويد هيچكس حق نداشت انگشترى طلا ، و كمربند ، و حلقه ، و غيره بر خويش نصب كند ، مگر اينكه از شاه آنها را گرفته باشد . اگر مردى نسبت بدولت يا پادشاه خدمتى كرده بود ، كه استحقاق تذكار داشت ، نام او را در كتيبههاى ابنيه سلطنتى ذكر مىكردند « 1 » . ديگر از علائم امتياز لقب يا نام افتخارى بود . از زمان هخامنشيان مرسوم بود ، كه خدمات شايان را با اعطاى لقب پاداش ميدادند : هرودوت گويد « 2 » ، اشخاصى كه خدمتگزاريشان قابل توجه ملك و پادشاه بود ، علاوهبر اراضى وسيع به آنها لقب « نيكوكار » « 3 » ميدادند . در عهد ساسانيان القاب بسيار گوناگون متداول بود . مثل مهشت « 4 » ( « بزرگترين » يعنى بزرگترين خدمتگزار دولت ) « 5 » ، وهريز « 6 » ، و هزارفت « 7 » ( هزاربد « 8 » ، « صاحب هزار شگفتى ؟ » ) « 9 » . مهرنرسى لقب هزاربندگ
--> ( 1 ) - پروكوپيوس ، جنگ گتها ، 4 / 6 . ( 2 ) - كتاب هشتم ، 85 . ( 3 ) - Orosagges بمعنى اصل پارسى اين كلمه را هورزگ huvarzaka دانستهاند . شدر ( گنومون 9 ، ص 347 ، يادداشت 3 ) يك اتيمولوژى ذكر مىكند : varu - thanha بمعنى « بسيار ستوده » ( « Weitgepriesen » ) . ( 4 ) - Mahisht ( 4 ) - اين عنوانيست ، كه يزدگرد بمنذر از ملوك عرب داد ( طبرى ، ص 855 ، نلدكه ، ص 86 و 87 ، مقايسه با هرتسفلد ، پايكولى ، لغت شمارهء 645 ) . نهايه ( ص 222 ) مسترامستران [ مسترى مستران ] نام مىبرد ، كه بمعنى « اعظم عظما » است . ( مهتر مهتران ) . ( 5 ) - عنوان سرداريكه يمن را بنام خسرو اول فتح كرد ( طبرى ، ص 948 ، نلدكه ، ص 223 تا 224 . مقايسه شود با ماركوارت ، ايرانشهر ، ص 126 ) . ( 6 ) - Vahriz ( 7 ) - Hgzaraft ( 8 ) - Hazarabhd ( 9 ) - Atsarefthes ، به زبان ارمنى هزروخت Hazarawukht است ، لقب زرمهر و سپاهبذ وستهم چنين بود ( نلدكه ، طبرى ، ص 76 ، يادداشت ؛ هوبشمان ، صرف و نحو ارمنى ، ج 1 ، ص 174 ) .