آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )

537

ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )

نقدى محتاج ميشد ، بموجب دفتر محاسبات ، ارزش هداياى او را برآورد ميكردند و دو برابر آن را به او ميدادند . لكن اگر هديه صورى و بدون ارزش مادى تقديم كرده بود ، به طرز ديگر رفتار ميكردند : مثلا اگر كسى ترنجى هديه آورده بود ، در عوض پوست ترنجى را پر از مسكوك طلا به او ميدادند . بهرحال هديه‌كننده نه فقط حق داشت ، بلكه موظف بود ، در صورت احتياج از دربار كمك بطلبد . خوددارى از تقاضاى مساعدت بمنزلهء اظهار عدم اعتماد بشاه محسوب مىشد ، و ممكن بود شش ماه وظيفه او را قطع كنند ، و بيكى از دشمنانش بدهند . چند نفر از پادشاهان ، مانند اردشير اول ، و بهرام پنجم ، و خسرو اول ، در عيد نوروز و مهرگان خزائن خود را بين رعايا ، بر حسب درجات آنها ، تقسيم كردند . در نوروز ، كه عيد بهارى بود ، شاه جامه‌هاى زمستانى خود را بدرباريان ميبخشيد ، و در عيد مهرگان ، چون زمستان نزديك بود ، البسهء تابستانيش را تقسيم مينمود « 1 » . رسم بخشيدن خلعت يكى از رسوم افتخارآور قديم است . خلفاء اسلامى آن رسم را گرفتند ، و از عادات ملوك زمان شد ابن خلدون گويد در خلعتهاى شاهانه عادتا تمثال همايونى را نقش ميكردند ، يا تصاويرى ميبافتند ، كه علائم سلطنتى را در برداشت . شاهپور دوم مانوئل « 2 » . سردار ارمنى را بجامه شاهانه ، و خلعتى از خز و سنجاب مفتخر فرموده ، و ويرا زيورى از طلا و نقره داد ، كه بر كلاه خود نصب كند ، و دستارى كه بر پيشانى به‌بندد ، و زيورهاى سينه‌پوش شبيه آنچه پادشاهان مىبندند ، و خيمه ارغوانى با يك علم ، قاليهاى بزرگ آسمانى رنگ به او بخشيد ، كه بر مدخل خيمه خود بياويزد و ظروف زرين ، كه بر خوان خوبش بگذارد « 3 » . دستار ( يعنى ديهيم ) زربافت و مزين بمرواريد بنابر روايت پروكوپيوس « 4 » پس از

--> ( 1 ) - جاحظ ، ص 50 - 146 . راجع ببارعام در نوروز و مهرگان بالاتر س 324 و ما بعد را نگاه كنيد . ( 2 ) - Manuel ( 3 ) - فوستوس بيزانسى ؛ لانگلوا ، ج 1 ، ص 301 . ( 4 ) - جنگ ايران ، 1 / 17 .