آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )

533

ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )

مست شود آن را بخواند و بفهمد ؛ و قدغن شده بود ، كه هر كس جز در اين موقع حاجتى بخواهد ، او را گردن بزنند . وهرام گور اين ترتيب را نيز تغيير داد ، و فرمود ، كه مستدعيان در موقع مستى شاه عرايض خود را تسليم خرم‌باش كنند . آنوقت خرم‌باش آنها را بحضور شاه ميبرد ، و شاه بدون اينكه نگاهى كند ، همه را دسته‌دسته پرتاب مىكرد ، و امر ميداد كه تمام تقاضاها را اجابت كند . لكن اين سخاى بىاندازه پس از سلطنت وهرام متروك شد ، و از آن ببعد تقاضاهايى را ، كه بسيار از حد اعتدال بيرون بود ، نمىپذيرفتند . چون پادشاه عزم سفر داشت اسواران و بزرگان ، كه معمولا ملتزم ركاب بودند ، مركب خود را براى معاينه نزد متخصصين دواب سلطنتى ميبردند ، زيرا اسب كسى ، كه افتخار ملازمت شاه را داشت ، بايستى خوب باشد ، نه تنبل باشد ، نه تند ، نه سر سم بزند ، نه سركشى كند ، و نه مايل باشد بمركب شاه نزديك شود . و نيز نمىبايست در راه سركين بريزد و ادرار كند ، و به اين جهت مقرر بود ، كه اسب را شب قبل خوراك ندهند « 1 » . بنابراين ملازمت پادشاه در سفر امرى شاق و افتخارى دشوار بود ، كه چندان مطبوع طبع بزرگان واقع نمىشد . به همين مناسبت پادشاهان ايران ملتزمين ركاب خود را زود تغيير مىدادند « 2 » . وقتى كه شاه از مجلس غايب بود ، جاسوسان مخصوصى مراقب كلام و رفتار و سكنات و آداب حاضران ، حتى مواظب نفس كشيدن آنها ، بودند . پس هر كس اين احوال او در غياب شاه غير از حضور او مىبود ، وى را « مرد دورو » مىگفتند ، و چنين كسى را شاه شخصى ظاهرساز و مزور ميشناخت « 3 » . اقدامات مخصوصى براى حفظ شاه از سوء قصد به عمل مىآمد . هيچكس

--> ( 1 ) - جاحظ ، ص 77 و بعد ؛ حكايت موبديكه اسبش در حضور شاه كواذ اول سركين انداخت . ( 2 ) - ايضا ، ص 80 . ( 3 ) - ايضا ، ص 70 .