آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )

492

ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )

اما طرز كوچ دادن خسرو اول با شيوه اسلاف مختلف بود و بنابر تحقيق اشتاين تفاوت عمده در اين بود ، كه خسرو آنها را مرتبا در مقاصد نظامى به كار ميبرد : اقوام وحشى را ، كه بنيه طبيعيشان بر قوت بدنى كشاورزان ضعيف ايرانى برترى داشت ، در نواحى سرحدى استقرار ميداد ، تا حملات دشمنان خارجى را دفع كنند و كمكهاى نظامى بدولت بنمايند . بدينطريق سپاه دائمى ، كه خسرو اول ايجاد كرده بود ، مركب از سواران ايرانى و كوچ‌نشينان غريب بود و اين گروه اخير به زودى با اوضاع مساكن جديد خود انس گرفتند و خواص سلحشورى ، كه در فطرت داشتند ، ابراز كردند . كسرى افواج ديلم و ممالك مجاور آنجا را به يمن فرستاد ، تا بوميان يمن را در مقابل حبشيان يارى دهند . « 1 » تشكيلات جديد سپاه موجب تغييرى در طرز فرماندهى كل شد . كسرى منصب ايران سپاهبذ را ملغى كرد و چهار سپاهبذ را برياست دائمى سپاه ، هر كدام در يك ربع كشور ، منصوب نمود . سپاهبذ شرق افواج خراسان و سگستان و كرمان را بفرمان خود داشت و سپاهبذ شمال افواج پارس و خوزستان را و سپاهبذ مغرب افواج عراق را تا سرحد دولت بيزانس و سپاهبذ شمال افواج ممالك ماد بزرگ و آذربايجان را در زير حكم خويش داشت « 2 » . اما راجع بمقاميكه سپاهبذان در ضمن صاحبان مراتب داشته‌اند ، مسعودى روايت بسيار جالب توجهى دارد « 3 » . گويد اردشير اول ( كه تمام جزئيات تشكيلات

--> ( 1 ) - طبرى ، ص 899 ، نلدكه ، ص 167 . راجع بديلميان ، مقايسه شود با رساله مينورسكى موسوم به « تسلط ديلميان » La domination des Dailamites ( نشريه انجمن مطالعات ايرانى ، شماره 3 ) ، پاريس 1932 ؛ اينوسترانتزف ، مطالعات ساسانى ، ص 115 و ما بعد ، ترجمه بوگدانو ، مجله كاما ، شماره 7 ، ص 58 و ما بعد . ( 2 ) - طبرى ، ص 894 ، نلدكه ، ص 155 و يادداشت 2 ، دينورى ، ص 69 ، مقايسه شود با ثعالبى ، ص 609 . تاواديا ، « سورسخون » ، ص 65 - 64 . ر ك ضميمه دوم . ( 3 ) - مروج ، ج 2 ، ص 156 ، مقايسه شود با اشتاين در سالنامه سابق الذكر ، ص 70 - 68 ، ر ك ضميمه دوم .