آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )
462
ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )
باشد ، نه پروكوپيوس ، كه ستايشگر كواذ است ، نه آگاثياس ، كه او را دوست ندارد ، و نه استيليتس كاذب ، كه دشمن اوست ، هيچيك اشاره بتزوير و غدارى او نكردهاند . از اين گذشته در منابع موجوده بسى نكات هست ، كه حاكى از ايمان راسخ و خلوص اعتقاد كواذ بمزدكيه است . حمزه اصفهانى گويد « چون كواذ متوجه حيات عقبى بود ، دولتش ويران شد » . بنابر گفته طبرى كواذ پيش از آنكه فريفتهء مزدك شود ، يكى از بهترين شهرياران بود . از روى روايتى ، كه فردوسى و ثعالبى راجع بمذاكره كواذ و مزدك نقل كردهاند ، با اينكه افسانهآميز است ، معلوم مىشود اصلاحاتى ، كه اين پادشاه به اشاره مزدك براى رفع قحط و غلا كرد ، همه براى صلاح رعيت و از روى محبت و غمخوارى نسبت برعاياى ناتوان بوده است و نيز اصلاحى كه كواذ راجع بخراج در نظر گرفت و عاقبت جانشين او موفق باجراى آن شد ، همچنين مبتنى بر عدل و احسان و رحم و شفقت بوده است . در اخبار عرب قديم ، كه البته از مخالفين كواذ است ، آمده است ، كه اين پادشاه چون از زنديقان بود « 1 » ، همواره اظهار ملايمت ميكرد و از ريختن خون بيم داشت و از اين رو نسبت بدشمنان خود رأفت بسيار بخرج ميداد » . معذلك نبايد اين اجتناب از خونريزى را امرى قطعى و دائمى دانست . پادشاهى كه قسمت بيشتر ايام سلطنت خود را در جنگ گذرانيده و براى درهم شكستن كبر و غرور و نافرمانى طبقه اشراف ، كوششها نموده ، مسلما چندان در اين نكته حساس نبوده است . كواذ در در جنگهايى ، كه با روم كرد ، تابع اين نصيحت مجرب بود ، كه گفتهاند حمله بهترين دفاع است ( تو پيروزى ارپيشدستى كنى ) . اما نبايد حق را كتمان كرد ، كه در ميان حوادث صعب آن دوره و شدت عمل غير قابل اجتناب مرسوم آن ايام ، كواذ آثار نيكويى از انسانيت و عدل خويش بيادگار گذاشته است . در كتاب منسوب باستيليتس شرح دهشتناكى از قتل مردم شهر آميدا ، كه بدست كواذ مفتوح گرديد ، نوشته شده
--> ( 1 ) - راجع به كلمه زنديق ر ك شدر Iranische Beitrage ، ج 1 ، نوشتههاى مجمع علماى گونبگسبرگ 1930 ، ص 274 و ما بعد .