آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )

463

ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )

است . اما در موقع خواندن اين كتاب بايد دو چيز را در نظر گرفت ، يكى مقتضيات ايام جنگ ، ديگر تعصب نويسندگان مسيحى ، كه پيوسته ميخواسته‌اند ، بهر بهانه ، دشمنان خويش را مورد تهمت قرار دهند . بنابر روايت پروكوپيوس ، ايرانيان چون وارد شهر آميدا شدند ، كشتارى بزرگ كردند كشيشى سالخورد پيش كواذ آمده گفت ، شايسته شاهنشاهى بزرگ نيست ، كه اسيران را بدست هلاك سپارد . كواذ هنوز خشمناك بود ، پاسخ داد « چرا خيره سرى را بجايى رسانيديد ، كه با من نبرد آزموديد ؟ » . آن پير گفت : « خداوند چنان خواست كه آميدا بدست تو افتد و اين فتح نتيجه تدبير ما نبود ، بلكه آن را نتيجه دليرى تو بايد شمرد » . پس شاه فرمان داد تا از كشتار دست بدارند . اما همه اموال را برگيرند و اهالى را باسارت بياورند ، تا از ميان آنان هر كس نجيب‌تر و اصيل‌تر است ، او را بغلامى خويش برگزيند . چون كواذ با سپاه و اسيران جنگ بايران بازگشت « جوانمردى و رأفتى كه شايسته شاهان است » ابراز كرد و ديرى نگذشت ، كه همه اسراء را اجازت فرمود ، تا باوطان بازگردند « 1 » . كواذ سردار خود گلون « 2 » را با فوجى در آميدا گذاشت ، نه اين سردار نه خود شاهنشاه ، در آن شهر بتخريب خانه‌اى فرمان ندادند . و حتى در خارج شهر « 3 » هم جايى را ويران نكردند . ظاهرا چنين است كه كواذ نسبت به برادر مخلوع خود ژاماسپ هم با نهايت رأفت رفتار كرده است و اين روش او كاملا خلاف اسلاف اوست « 4 » . روى همرفته ميتوان گفت ، كه البته اين پادشاه كاملا پيرو حكمت عملى مزدكيان نبوده است ، چنان كه قسطنطين بزرگ هم كاملا تابع اخلاقيات دين مسيح نشد ، لكن از رفتار كواذ نمايان است ، كه تا حدى اخلاق و انسان‌دوستى مزدكيه در او مؤثر گرديده است .

--> ( 1 ) - پروكوپيوس ، 1 ر 7 ر 34 - 30 . ( 2 ) - Glones ( 3 ) - جنگ ايران ، 1 ر 9 ر 19 نمونه ديگرى از جوانمردى كواذ ، همانجا 2 ر 13 ر 15 - 8 ( 4 ) - پايين‌تر را به‌بينيد .