آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )
461
ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )
را منسوخ كرده باشد و از اين گذشته چنين تصميمى در عمل غير قابل اجرا مىباشد . شايد او با وضع قوانين جديد يك نوع ازدواج آزادترى برقرار كرده باشد . چنين عملى كاملا ساده و عبارت از توسعه و تأويل بعضى فصول فقه ساسانى در باب مناكحات و رفع بعض قيودات آن مىباشد و چنان كه ديديم طبق مقررات آن عصر مرد مىتوانست زن يا يكى از زنان و حتى زن ممتاز خود را بمرد ديگرى ، كه بدون تقصير محتاج شده باشد ، بسپارد تا اينمرد از خدمات زن استفاده ببرد . از طرف ديگر اين نكته بسيار شايان توجه است ، كه در هيچ يك از منابع عصر كواذ ذكرى از قوانين او در باب اشتراك اموال بميان نيامده است . فقط در خوذاى نامگ از چنين اقداماتى سخن رفته است و ممكن است تا اندازهاى حقيقت داشته باشد ، ولى اين بدعتها اينقدر مهم نبوده ، كه نظر ناظرين بيزانسى و سريانى را جلب كند شايد هم اين اقدامات عبارت بوده است از وضع مالياتهاى فوق العاده بر اغنيا و توانگران براى بهبود وضع فقرا و تهىدستان و يا اعمالى نظير اين . شخص از خود مىپرسد ، كه چگونه پادشاه ايران پيرو اين فرقه اباحى ( كمونيست ) شده است ؟ بعضى گفتهاند ، كه كواذ از روى اعتقاد تام پيروى مزدك را اختيار كرد و برخى گفتهاند ، كه گرويدن كواذ به اين آيين از راه ترس بوده و از روى تزوير اين كيش گرفته است . نلدكه « 1 » مخصوصا توجه را به اين نكته جلب كرده است ، كه كواذ پادشاهى نيرومند و با اراده بوده و دوبار در مشگلترين احوال تاج و تخت از دست رفته خود را دوباره بدست آورده است و سلطنت را نگاهداشته و بارها كشور روم را از ضرب شمشير خود بلرزه افكنده است و نلدكه از اين مقدمه چنين نتيجه ميگيرد ، كه گرويدن او بمذهب مزدكيان فقط براى درهم شكستن قدرت اشراف بوده است . با وجود اين از روى هيچيك از منابع هم عصر يا تقريبا هم عصر كواذ نمىتوان استنباط كرد ، كه اين پادشاه مردى مزور و دورو و داراى خصلت ماكياولى بوده
--> ( 1 ) - طبرى ص 143 - 142 ، يادداشت 3 و ص 461 .