آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )

460

ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )

در مهمان‌نوازى ميگفتند ، كه هيچ چيز را نبايد از مهمان دريغ داشت ، از هر طايفه و هر ملتى مىخواهد باشد « 1 » . حتى نسبت بدشمنان هم بايستى بمهربانى و عطوفت رفتار كرد « 2 » . در باب رابطه يافتن مزدك با كواذ سند موثقى در دست نداريم . بنابروايت فردوسى و ثعالبى در قحط سالى مزدك نزد كواذ رفت و با سخنان مكرآميز و فريبنده قباد را بر آن داشت ، كه اعلام كند ، كه هر كه نان از مردم گرسنه بدارد ، سزايش مرگ باشد و سپس مردم بينوا و تهىدست را بغارت انبارها تحريك كرد و موجب تجرى خلايق شد اين روايت بيشك در جزئيات افسانه است ، ولى بعيد نيست ، كه در آن حقيقتى تاريخى نهفته باشد . اوتوكيوس « 3 » هم قضيه قحط سال را نقل كرده است « 4 » . فقر و بيچارگى ، كه در اثر اين بليه بوجود آمد ، تقسيم غير عادلانه ثروت را در جامعه ايرانى ، كه در آن كليه مقامات مؤثر و مقتدر در دست طبقه ممتازه بود ، آشكار كرد و ممكن است اين وضع به مردم ستم‌كشيده جرأت بيشترى داده و در عين حال شاه را باصلاحات جسورانه برانگيخته باشد . بهرحال كواذ پيرو طريقه مزدك شد و طبق آن عمل كرد . به غير از استيليتس كاذب ، كليهء مؤلفين هم عصر كواذ و نيز منابع بعدى در اين نكته هم‌داستانند ، كه وى قوانينى در باب اشتراك زنان وضع كرد . اما استيليتس كاذب گويد ، كه او فرقه زردشتگان را دوباره برقرار كرد و اين فرقه هواخواه آن بود ، كه كليه زنان بايد در دسترس همگان بالاشتراك قرار گيرند ، و اين قول با اقوال ديگران كمى فرق دارد . اما معلوم نيست قوانين جديد كواذ راجع بنكاح چگونه بوده است . هيچيك از منابع مدعى نيستند ، كه كواذ ازدواج

--> ( 1 ) - الفهرست . ( 2 ) - طبرى ، روايت عربى . ( 3 ) - Eutychius ( 4 ) - طبق گفته اوتوكيوس قحطى در دهمين سال سلطنت كواذ قحطى بروز كرد ، اما موقعى كه كواذ را از سلطنت خلع كردند بيش از هشت سال شاهى نكرده بود .