آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )
453
ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )
كه پرستش غالب واجب است . اين بوندس بايران سفر كرد و بدعوت پرداخت . ايرانيان كيش او را « 1 » ( تون داريس ثنون ) ، يعنى دين خداى خير گفتهاند ، كه در زبان پهلوى آيين دريست دينان « 2 » مىشود « 3 » و ملالاس « 4 » كواذ را در جاى ديگر بيونانى چنين خوانده است « 5 » : ( كواذس هودراس ثنوس ) صورت صحيح آن : ( هودريس ثنوس ) مىشود . اين لقب ، كه حاكى از پيروى كواذ از مذهب مزدكى است ، در كتب عرب و ايرانى ، كه مأخذ آنها خوذاى نامگ بوده ، باشكال مغلوط ضبط شده است .
--> ( 1 ) - ton Daristhenon ( 2 ) - deristdenan ( 3 ) - در فارسنامه ابن بلخى ( ص 81 ) آمده است ، كه مزدك زنديق اباحت پديد آورد و آن را مذهب عمل نام نهاد . ( 4 ) - مينوى ، همان كتاب ، ص 633 . ( 5 ) - شكل دريست derist ( بجاى درست ( dosust ) در قطعات تورفان ديده مىشود ) M , 475 بيت 8 و M 74 ، بيت 8 ، مقايسه شود با ندسكو در « جهان شرق » ، 15 ، ص 209 ) . نلدكه در يك ملاحظه سطحى ( طبرى ، ص 457 ، يادداشت 1 ) در انتخاب بين دو شكل درست دين derust - den و درزد دين darazd - den ترديد دارد ، اما شكل اخير را ترجيح داده است ، ولى بايد دانست كه نقطه درزد ، كه در زبان پهلوى و فارسى لفظ اوستايى زرردا zarazda بايد گذارده شده باشد در هيچيك از متون پهلوى به نظر نرسيده است . به عكس كشف شدن كلمه دريست derist حدس ما را راجع به صحت كلمه دريست دين deriist - den بيشتر تقويت مىكند . صورت اين دو كلمه در تواريخ عربى و فارسى نيز حاكى است ، كه اين لفظ در واقع داراى كسره ( I ) بوده است . لفظ دريست دين derist - den ، يعنى « دين حقيقى » معادل ويه دين - den Veh « دين بهى » است ، كه زردشتيان دين خود را بدان مىناميدهاند . بنابر عقيده تاواديا ، كه راى هرتل را پذيرفته است ( ر ك ص 45 يادداشت 1 كتاب حاضر ) ، معناى حقيقى ويهدين در اصل « دين روشنايى » بوده است . ( مطالعات هندى و ايرانى ، تقديم به ويلهلم گيگر ، ص 245 و ما بعد ، و « سورسخون » ، ص 50 ) . بهر صورت معناى ويهدين در عصر ساسانى « دين خوب » بوده است .