آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )
454
ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )
بنابراين دين مزدك همان آيين درست دين است ، كه بوندس انتشار داد . اگر اين شخص مانوى ، يعنى بوندس ، پس از شروع بدعوت جديد در روم ، بايران رهسپار شد ، تا عقايد خود را تبليغ كند ، ميتوان حدسى قريب بيقين زد ، كه اصل او ايرانى بوده است . كلمه بوندس شباهتى باعلام ايرانى ندارد ، ولى ميتوان آن را لقب اين شخص دانست « 1 » . نه تنها كتب اسلامى ، كه مأخوذ از خوذاى نامگ هستند ، بلكه الفهرست هم كه منبع ديگر داشته ، مؤسس فرقه مزدكيه را شخصى دانستهاند مقدم بر مزدك ، و در خوذاى نامگ اسم او را زردشت قيد كردهاند و از اينجا نام فرقه زردشتگان پيدا شده است كه در كتاب منسوب باستيليتس معاصر مزدك ، نيز همين اسم براى فرقه مزبور ذكر گرديده است . بنابراين بطور تحقيق ميتوان گفت ، كه « بوندس » و زردشت اسم يك شخص بوده است « 2 » . و زردشت نام اصلى آورنده اين دين است و اين شخص با پيامبر مزديسنان همنام بوده است . پس نتيجه اين مىشود كه فرقه مورد بحث ما يكى از شعب مانويه بوده ، كه قرب دو قرن قبل از مزدك ، در كشور روم ، تأسيس يافته و مؤسس آن يكنفر ايرانى زردشت نام پسر خورگان از مردم پسا بوده است . بنابراين مؤلفان بيزانسى و سريانى ، كه در شرح كفر و زندقه عهد كواذ « 3 » قلمفرسايى كردهاند ، كاملا حق دارند ، كه اتباع مزدك را
--> ( 1 ) - مقايسه شود با لفظ پهلوى بوندگ bavndagh ( در ارمنى بوندگ ) hovaadnk بمعنى « كامل » ، ر ك زالمان . فقه اللغه ، ج 1 ؛ ص 280 ( بند 40 ، فقره 4 ) ؛ نيبرگ ، رساله پهلوى ، 2 ، ص 33 . ( 2 ) - ظاهرا اين همان زردشتى است ، كه در يك كتيبه يونانى در Cyrene ذكر شده است و در آن سخن از اشتراك در مال و زن رفته است . بنابر توصيه زودس Zarades و فيثاغورث ( ر ك شروودفوكس ، مطالب ادبيات يونانى و لاتين مربوط بزردشت و كيش زردشتى ، مجله كاما شماره 14 ، ص 118 ) . ( 3 ) - ملالاس و نئوفانس و تبعيت از آنها Cedrrene و زناراس Zonaras ميثل سريانى ، ترجمه شابو ، ج 2 ، ص 190 .