آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )

452

ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )

در كشور بدعتها آورد . آگاثياس گويد اين شهريار مىخواست تأسيسات اجتماعى را واژگون كند و در معاش مردمان انقلابى پديد آورد و رسوم و آداب باستانى را بر هم زند . اما اين دو مورخ بيزانسى و همچنين استيليتس دروغى ، كه در اين باب چيز نوشته‌اند ، فقط يكى از بدعتهاى كواذ را ذكر نموده‌اند ، و آن راجع باشتراك زنان است و در اين خصوص هم ساكت هستند ، كه آيا اين امر جزء احكام دين جديدى است يا نه . از ميان اين سه كتاب ، كه ذكر شد فقط در تأليفى ، كه منسوب باستيليتس است ، نام فرقهء ضاله زردشتگان آمده است . درباره اين فرقه و اصول عقايد آنان بايد از كتب عرب و ايران مطالبى بدست آورد . در اين‌جا نكته ، كه بدوا بايد در نظر گرفت ، نام آن فرقه است ، كه در كتاب منسوب به استيليتس ذكر شده است . در آثار مؤلفان عرب و ايرانى جز اسم مزدكيان مذكور نيست و مسلما در خوذاى نامگ هم آن فرقه را به اين عنوان نام برده‌اند . معذلك در بسيارى از منابع ايرانى و عرب ( طبرى و يعقوبى و نهايه ) ذكرى از زردشت نامى رفته است ، كه پسر خورگان و از مردم پسا ( فساى فارس ) بوده و او را مؤسس فرقه شناخته‌اند . صاحب نهايه زردشت را يكى از نجباى پارسى ميشمارد ، كه حامى مزدك بوده است . از اين گذشته اكثر منابع عرب و ايرانى ، اگرچه نام از زردشت نبرده‌اند ، ولى شهر پسا را ، كه زاد و بوم او بوده ، محل تولد مزدك شمرده‌اند « 1 » . پس مىتوان گفت كه نام اين زردشت حتى در خوذاى نامگ هم مسطور بوده است . بارى ملالاس « 2 » روايت مىكند ، كه در عهد ديوكلسين شخصى از مانويه در روم ظهور كرد ، بوندس « 3 » نام ، كه عقايد جديد داشت و با كيش رسمى مانوى ، راه خلاف ميسپرد . از گفتار اوست كه گويد : خداى خير با خداى شر نبرد كرد و او را مغلوب نمود ، اينجاست

--> ( 1 ) - نزددپنورى ؛ استخر ر ك « سلطنت كواذ اول » ، ص 41 ، يادداشت 1 . ( 2 ) - Mtgne , Patrologia , Series Graeca Malalas ، ج 97 ، ص 465 . ( 3 ) - Bundos