آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )

444

ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )

ولى اگر هيچ زنى از بستگان او موجود نباشد ، از مال شخصى متوفى بايد زنى را جهيزيه داده ، بيكى از مردان خويشاوند ميت بدهند پسرى كه از اين ازدواج حاصل شود ، فرزند آن مرد ميت محسوب مىشود . كسى كه از اداى اين تكليف غفلت ورزد ، سبب قتل نفوس بيشمار شده است ، زيرا كه نسل ميت را قطع و نام او را تا آخر دنيا خاموش نموده است » . قاعده « قبول » ( سدريه ) « 1 » نيز يكى از رسومى است ، كه در جامعه زردشتيان فوق العاده متداول بوده است . چون مردى ميمرد و فرزندى بالغ نميگذاشت ، كه جانشين او شود و رياست خانواده را به عهده گيرد ، صغار ميت را بقيم ميسپردند و اگر ميت توانگر بود ، بايستى شخصى بعنوان « پسرخوانده » « 2 » قائم مقام او شده ، تركه او را اداره كند . و اگر آن مرد « زنى ممتاز » داشت ، آن زن را بعنوان « پسرخوانده » مدير ما ترك او ميشد « 3 » ، ولى زوجهء كه « چاكر زن » بود ، نميتوانست به اين سمت نصب شود و بايستى او را مثل صغار ديگر بقيم بسپارند . در اين صورت پدر آن « چاكر زن » قيم محسوب ميگرديد و اگر قيم وفات مييافت ، برادر « چاكر زن » يا برادرى ، كه در ميان چند فرزند مقام ارشديت داشت ، يا يكى از خويشاوندان نزديكش قيم او ميشد « 4 » . اگر در خانه مرد ميت زنى « ممتاز » يا دخترى يگانه نبود ، سمت فرزند خواندگى ببرادر و پس از او به خواهر و سپس به دختر برادر و بعد بپسر برادر تعلق ميگرفت « 5 » و پس از اين طبقات بساير خويشاوندان نزديك ميرسيد « 6 » . شرايط قانونى « پسرخواندگى » اين بود ، كه كبير باشد و از زردشتيان باشد

--> ( 1 ) - Sadharih ( 2 ) - ر ك داذستان‌ى دينينگ 56 ر 2 و 59 ر 2 . ( 3 ) - ايضا ، 56 ر 8 . ( 4 ) - ايضا ، 56 ر 8 . ( 5 ) - در متن چنين است ، ولى قاعدة بايد پسر برادر مقدم بر دختر برادر باشد . ( 6 ) - ايضا 56 ر 6 ، مقايسه شود با 58 ر 3 .