آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )

445

ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )

و عاقل باشد و خود نيز داراى عائله كثير باشد و صاحب فرزندان باشد ، يا اميد و امكان فرزند يافتن داشته باشد و مرتكب هيچ يك از معاصى كبيره نشده باشد . شرايط زنى كه عنوان سترى مىيافت قانونا چنين مقرر بود ، كه شوهر نداشته باشد و در طلب آن هم نباشد و كنيز كسى نباشد و از فاحشگى امرار معاش نكند و در خانواده ديگر سمت فرزند خواندگى نداشته باشد . زيرا كه زنان جز در يك جا نبايستى « ستر » بشوند ، ولى مرد ميتوانست دفعتا در چند خانواده سمت « فرزند خوانده » بگيرد « 1 » . ستر فرزند به مجرد انتصاب به اين سمت واجد حق ولايت تامه و اختيار مطلق نميشد ، نشانه اين عنوان اخير مراقبت در روشن نگاهداشتن آتش مقدس خانه بود « 2 » . سترى بر سه نوع است : « ستر فرزند موجود » عنوان زن ممتاز يا دختر يگانه و بىشوهر است . نصب چنين زنى يا دخترى بمقام سترى طبيعى است و لزوم قهرى دارد و محتاج قانون خاص نيست . « ستر فرزند مخصوص » كسى را گويند ، كه از جانب متوفى قبلا به اين سمت معين شده باشد و اين اصطلاح در مقابل كسى است ، كه بعد از فوت آن شخص از طرف اقربا نصب شود . چنين كسى را ستر فرزند مجعول » « 3 » گويند . « زن ممتاز » چون بيوه شد ، بايد مراقب امور خانواده باشد و مراسم دينى و امور خيريه را ، كه بر هر خانواده واجب است انجام دهد . بايد دختران شوى خود را شوهر دهد و خواهران شوى را ، اگر تحت قيمومتش باشند ، پرستارى كند و مانند اينها . مشار اليها حق دارد ، كه قسمت بزرگى از دارايى متوفى را بمصارف شخصى خود برساند . اما بمحض اينكه دخترى اختيار كرد ، قدرت مادر تقسيم مىشود و يك بهر بداماد تعلق ميگيرد و اين اختيار داماد وقتى افزوده

--> ( 1 ) - دادستان‌ى دينينگ ، بخش 57 ، فقره 4 - 2 . ( 2 ) - ملخص ماديگان‌ى هزار داذستان ، يونكر H . Junker ، فرهنگ‌ى پهلويك ( هديد ر ك 1912 ) ، ص 90 . ( 3 ) - داذستان‌ى دينينگ ، بخش 68 .