آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )
443
ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )
و معينى نيستند و ميرك و زيانگ مترادف شوذ ( يا مرد ) و زن ميباشند « 1 » . توصيفى ، كه ما در نتيجه تحقيقات بارتلمه از احوال حقوقى زنان در عهد ساسانيان نموديم ، تضاد بسيار نشان ميدهد . سبب اين تضاد آنست كه احوال قانونى زن در طول عهد ساسانيان تحولاتى يافته است . بنابر قول بارتلمه « 2 » از لحاظ علمى و نظرى زن در اين عهد حقوقش بتبع غيره بود و يا بعبارت ديگر شخصيت حقوقى نداشت ، اما در ، حقيقت زن در اين زمان داراى حقوق مسلمهاى بوده است . در زمان ساسانيان احكام عتيق در جنب قوانين جديد باقى بود و اين تضاد ظاهرى از آنجاست پيش از اينكه اعراب مسلمان ايران را فتح كنند ، محققا زنان ايران در شرف تحصيل حقوق و استقلال خود بودهاند « 3 » . يكى از مقررات خاصه فقه ساسانى « ازدواج ابدال » است ، كه نويسنده نامه تنسر بشرح آن پرداخته است . در ترجمه فارسى اين نامه ذكر اين قسم مزاوجت باختصار مىبينم « 4 » و تفصيل آن در كتاب الهند بيرونى است ، كه مستقيما از ترجمهء مفقوده ابن المقفع گرفته است و آن اين است « 5 » : « اذا مات الرجل و لم يخلف ولدان ينظروا فان كانت له امرأة زوجوها من اقرب عصبته باسمه . و ان لم تكن له امرأة فابنة المتوفى او ذات قرابته فان لم توجد خطبوا على العصبية من مال المتوفى فما كان من ولد فهو له و من اغفل ذلك و لم يفعل فقد قتل مالا يحصى من الانفس لانه قطع نسل المتوفى و ذكره الى اخر الدهر . » يعنى اگر مردى بميرد و پسرى نداشته باشد ، بايد ديد اگر زنى دارد ، او را بنزديكترين خويشاوندان متوفى بايد بدهند ، و اگر زن ندارد ، دختر يا نزديكترين بستگان او را با اقرب خويشان بايد نكاح ببندند ،
--> ( 1 ) - مردان ، ص 21 - 9 . ( 2 ) - زن ، ص 7 . ( 3 ) - ايضا ، ص 18 . ( 4 ) - ص 244 و 529 چاپ دارمستتر ، مينوى ، ص 22 - 21 . ( 5 ) - چاپ زاخو . ص 53 . ترجمه توسط همين شخص ، 1 ، ص 10 - 109 .