آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )
442
ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )
خدمتكار » شوهر ديگرى اختيار كند « 1 » . ظاهرا در نكاذم نسك « 2 » به اين رسم اشاره شده است ، كه باعث دغلبازيهاى بسيار شده بود . در صورتى كه شوهرى زن خود را طرد ميكرد ، بىآنكه صريحا اختيار او را به خود او بسپارد و زن شوى ديگرى اختيار ميكرد ، فرزندانى ، كه در ازدواج جديد در حيات شوهر اولش ميزاييد ، از آن شوهر اولش بود ، يعنى زن تحت تبعيت شوهر اول باقى ميماند « 3 » . شوهر حق داشت يگانه زن خود را با يكى از زنانش را ( حتى زن ممتاز خود را ) بمرد ديگرى ، كه بىآنكه خود قصورى كرده باشد ، محتاج شده بود ، بسپارد ، تا اين مرد از خدمات آن زن استفاده كند . رضايت زن شرط نبود . در اين صورت شوهر دوم حق دخل و تصرف در اموال زن را نداشت و فرزندانى ، كه در اين ازدواج متولد مىشدند ، متعلق به خانواده شوهر اول بودند و مانند فرزندان او محسوب مىشدند « 4 » . اين قرار ، كه شاهد ديگرى از مشابهت قضايى وضعيت زوجه و كنيز است ، با انعقاد پيمان رسمى صورت مىگرفت ، كه در طى آن شوهر جديد همه گونه مواظبت و نگاهدارى زن را در مدت اين ازدواج تعهد ميكرد . اين عمل را از اعمال خير مىدانستند و كمك بيك همدين تنگدست مىشمردند . زوج را به پهلوى شوذ ( شوى ) و زوجه را زن ميخواندند ، ولى بقول بارتلمه شوهر و زنى را كه بدينسان باجيرى مىگرفتند ، در اصطلاح قضايى ميرگ و زيانگ ميگفتند « 5 » . ولى ويكاندر بر اين عقيده است ، كه اينها اصطلاحات ثابت
--> ( 1 ) - ايضا ، ص 5 . ( 2 ) - دينكرد ، كتاب 8 ، فصل 40 ، فقره 126 . ( 3 ) - دادستان ، ص 9 - 8 . ( 4 ) - حقوق ساسانى ، ج 1 ، ص 29 و بعد ، زن ، ص 14 و بعد . ( 5 ) - حقوق ساسانى ، ج 1 ، ص 37 - 36 . قرائت اصطلاح اخير مشكوك است .