آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )

431

ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )

تام يا نسبى بوده است يا خير ، قدر متقن اينست ، كه رعايا گاه بدولت و گاه به اشراف مالك و گاه بهر دو ماليات ميداده‌اند و مجبور بوده‌اند ، در ظل رايت ارباب خود بجنگ بروند . با وجود اين نظر باهميت فوق العاده ، كه زراعت در شريعت زردشتى داشته ، چنان كه كتاب‌هاى مقدس در ستايش اين كار مبالغه كرده‌اند ، مسلم است كه حقوق قانونى زارعين از روى كمال دقت معين بوده است . چند نسك از نسكهاى اوستا خاصه هوسپارم و نكاذم محتوى قواعد و احكامى در اين خصوص بوده‌اند « 1 » . مسئله آبيارى ، كه مبناى زراعت مملكت در سابق بود و امروز نيز هست ، بتفصيل معين شده بود . راجع باقسام مختلف قنوات و جداول آب و اسلوب سدبندى و بازرسى قنوات و نگاهدارى و شرايط استفاده از آنها و امثال آن ، احكامى موجود بود « 2 » . نسبت به شماره گوسفندان و احوال شبانان و لزوم نگاهدارى سگان گله نيز قواعد ثابتى وضع كرده بودند . چنان كه معلوم است زردشتيان سگ را بسيار محترم مىشمردند و قسمتى از نسك « دزد سر نزد » راجع بمحافظت قانونى سگان گله بوده است « 3 » . آنچه مذكور شد راجع بامتياز افراد از حيث اختلاف طبقه اجتماعى آنان بود ، اما بين ايرانيان و بيگانگان هم موجبات امتيازى بود ، كه آثار آن در خلاصه نسكهاى مفقوده موجود است . اگر مثلا ايرانيان با كفار در سر يك سفره مىنشستند ، بايستى قوانين شرعى خاصى را مرعى دارند « 4 » . مزدى كه بملازمان غير ايرانى مىدادند ، با موارد و شرايط معين ، غير از مزدى بود كه بيكنفر متدين بدين مزدايى

--> ( 1 ) - دينكرد . كتاب 8 ، فصل 31 ، فقره 32 - 31 و 36 - 34 و كتاب 8 ، فصل 38 ، فقره 35 و غيره . ( 2 ) - دينكرد ، كتاب 8 ، فصل 38 ، فقره 51 - 44 ( سكاذم نسك ) . ( 3 ) - دينكرد ، كتاب 8 ، فصل 23 . ( 4 ) - دينكرد ، كتاب 8 ، فصل 38 ، فقره 62 - 61 ( سكاذم ) .