آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )
398
ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )
داشت ، ديگر شاهپور ، كه از مردم رى و خاندان مشهور مهران بود « 1 » . لازار فرپى حكايت مىكند ، كه اين دو سردار با لشگر بسيار در ايبرى و ارمنستان بجنك مشغول بودند و همين كه خبر مرگ پيروز به آنها رسيد ، معجلا به تيسفون شتافتند ، تا نفوذ خود را در انتخاب پادشاه جديد به كار ببرند . ولاش برادر پيروز انتخاب شد و در زمان سلطنت اين پادشاه فرمانرواى حقيقى ايران زرمهر بود . او با وهن مميكونى « 2 » رئيس ياغيان ارمنى صلح كرد . ارمنيان مىتوانستند از موقع استفاده كنند و شرائط صلحى ، كه وهن تحصيل كرد ، نشان مىدهد ، كه عيسويان متعصبتر از زردشتيان بودهاند ، زيرا نه فقط وهن آزادى كامل ديانت مسيح را طلب كرد ، بلكه درخواست نمود كه ديانت زردشت در ارمنستان ملغى شود و آتشكدههاى آنجا را خراب كنند « 3 » . پس از تحصيل مطالب فوق ، وهن با زرمهر مساعدت كرد تا زرير ( به زبان ارمنى زاره ) برادر پيروز و ولاش را ، كه مدعى سلطنت بود ، مغلوب و بكوهستان متوارى نمودند و در آنجا زرير دستگير و مقتول شد « 4 » « 5 » و وهن مرزبان ارمنستان گرديد .
--> اين نام را مورخان عرب و ايرانى بطور مختلف ذكر كردهاند . ( سوخرا ، سوخران ، سوخر سوفراى و غيره ) شكل پهلوى آن سوخرگ Sokhragh يا شايد Sokhral يا Sokhrae مىباشد . ( ر ك نلدكه ، مطالعات ايرانى ، I ، گزارش شعبه ادبى آكادمى امپراطورى علوم وين ، 1888 ، ص 413 و ما بعد . ) ( 1 ) - طبرى ، ص 878 ، نلدكه ، ص 127 و بعد . لازار ، لانگلوا ، ج 2 ، ص 326 . ( 2 ) - لازار ، لانگلوا ، ج 2 ص 352 ؛ طبرى ، ص 885 ، نلدكه ص 139 . ( 3 ) - Vahan ( 4 ) - لازار . لانگلوا ، ج 2 ، ص 360 . ( 5 ) - لازار ، لانگلوا ، ج 2 ، ص 443 و بعد . پروكوپيوس ولاش و جاماسب ، پسر پيروز را با هم اشتباه نموده و كواذ را جانشين بلافصل پيروز دانسته است در باب وقايع ارمنستان در سالهاى 85 - 484 و شخصيت وهن ر ك پيترس سوسنيك مقدس « Sousanik » در Analecta Bollandiana ( 1935 ) ج 3 ، ص 278 و بعد .