آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )

395

ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )

* * * دولت بيزانس در قرن پنجم گرفتار اغتشاشاتى بود ، كه در اثر هجوم اقوام وحشى پيش مىآمد و چندان از براى ايران خطر نداشت و چنان كه ديديم ساسانيان نيز با هجوم وحشيان سر و كار داشتند « 1 » و فارغ نبودند . پيروز در آغاز سلطنت خواست كيداريان را بتأديه خراج مجبور كند كيداره پادشاه اين قوم امتناع ورزيد و مجددا جنگ درگرفت . در تواريخ مذكور است ، كه پادشاه ايران با كونگخاس « 2 » پسر و جانشين كيداره از طريق صلح پيش آمد و پيشنهاد كرد ، كه خواهر خود را بزنى به او بدهد « 3 » . بهرحال جنگ مداومت يافت . پيروز قيصر روم را دعوت كرد ، كه به او مبلغى كمك كند ، شايد بر كيداريان غالب آيد و تهاجمات قوم ساراگور « 4 » و اقوام وحشى ديگر را ، كه از معابر قفقاز داخل گرجستان و ارمنستان شده بودند ، دفع نمايد ، اما ظاهرا اين تقاضاى متوالى اجابت نيافت . با وجود اين پيروز بطور قطعى كيداريان را مغلوب كرد و آنان بهدايت كونگخاس هجرت كردند و در قندهار ساكن شدند . اما قوم ديگرى موسوم به هفتاليان « 5 » ، كه از ايالت كانسوى چين آمده بودند ، به نواحى تخارستان ، كه تازه

--> ( 1 ) - راجع بروابط ايران با اقوام شرقى در زمان سلطنت پيروز ر ك تفحصات ماركوارت ، ايرانشهر ، ص 55 و بعد . ( 2 ) - Kungkhas ( 3 ) - احتمال ميتوان داد ، كه اين مطلب افسانه باشد . پيروز بجاى خواهرش زن ديگرى را براى كيداره فرستاد و به اين ترتيب او را گول زد . اين يكى از قصص رايجه در ايران است ( مثلا مقايسه شود . با حيله ، كه آمازيس فرعون مصر در حق كمبوجيه به كار برد ، هرودوت ، كتاب 3 ، بند 1 ) . همين حكايت راجع بخسرو اول در روابطش با خاقان ترك نقل شده است . ر ك ماركوارت ، ايرانشهر ، ص 57 ، يادداشت 4 . ( 4 ) - Saragure ( 5 ) - هفتالان Heftsalan در بندهشن ايرانى ( انكلساريا ، ص 215 ، سطر 7 و 9 ) بارمنى Hep't'al ، فارسى هيتل Hetal ، عربى هيطل Haital ، مقايسه شود با بيلى ، -