آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )

385

ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )

پيشرفت آيين عيسى در ارمنستان از مدتى پيش باعث اضطراب دولت ايران شده بود و زمامداران ايران دريافته بودند ، كه تا اختلافات مذهبى در بين است ، تصاحب ارمنستان امرى ناپايدار و بىثبات خواهد بود و مهرنرسى شخصا طرفدار اجراى فشار و تضييق بود . نتيجه مشاوراتى ، كه بين شاهنشاه و مهرنرسى و صاحبان مراتب عاليه و رؤساى ديانت زردشتى واقع شد ، فرمانى بود ، كه مهرنرسى بنام شاه به نجباى ارمنستان ابلاغ كرد . لازار فرپى « 1 » ، كه ظاهرا نيم قرن پس از وقايع مذكور ميزيسته ، آن اعلاميه را بشرح ذيل نقل كرده است : « . . . ما [ اصول ] ديانت خود را ، كه متكى بر حقيقت و مبتنى بر اساس و قواعد محكم است ، نوشته و براى شما فرستاديم . ميل داريم شما ، كه وجودتان براى كشور تا اين اندازه مفيد و براى ما تا اين حد عزيز است ، كيش مقدس و حقيقى ما را بپذيريد و ديگر در آن ديانت ، كه همه مىدانيم باطل و بىفايده است ، باقى نمانيد . بنابراين پس از استحضار از اين فرمان بدون اينكه خيالات ديگرى در خاطر خطور دهيد ، بايد اصول ديانت ما را بطيب خاطر بپذيريد . ما در راه موافقت تا آنجا پيش آمديم ، كه بشما اجازه داديم ، كه ديانت موهوم خود را ، كه تا امروز موجب خرابى كار شما شده است ، براى ما بنويسيد . اگر شما با ما هم اعتقاد شويد ، گرجيان و آلبانىها ياراى آن نخواهند داشت ، كه از فرمان ما سرپيچى كنند » « 2 » . مىتوان حدس زد كه منضم به اين فرمان ورقه بوده است حاكى از اصول مهمه ديانت مزداپرستى . بارى اساقفه عيسوى و معاريف روحانيان ارمنى مجتمع شدند تا در اين باب راى بزنند . لازار نام حضار اين مجلس را ذكر كرده و معلوم مىشود مأخذ معتبرى در دست داشته است . جوابى كه از روى كمال وقاحت و جسارت به اين نامه داده‌اند ، در كتاب لازار درج شده و بعض مطالب آن را ذيلا ميآوريم « 3 » : ( ما هنگامى

--> ( 1 ) - آكينيان ، 1 ، ص 76 - 275 . ( 2 ) - لانگلوا ، ج 2 ، ص 281 . ( 3 ) - راجع باشاعه مذهب مسيح در بين مردم قفقاز ر ك پيترس ، مبادى عبادى عيسويت در گرجستان طبق روايت دينى ، در Analectsa Bollandiana جلد 60 ، ص 58 - 5 .