آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )
386
ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )
كه در حضور شاهنشاه بوديم ، مغان را ، كه مقنن شما بشمارند ، مورد استهزاء قرار مىداديم : حال نيز اگر ما را مجبور كنيد ، كه نوشتههاى آنان را بخوانيم و گفتارى را بشنويم ، كه ابدا قابل توجه و شايسته تفكر ما نتواند بود [ همچنان باستهزاء مغان مىپردازيم ] . از اين رو محض حفظ احترام شما آن نامه را [ كه موجب استهزا مىشد ] باز نكرديم و دستخط شما را نخوانديم . زيرا دينى كه مىدانيم تحقيقا باطل است و [ نتيجه ] اوهام مشتى مجانين و ابلهان بيش نيست و تفصيل موهومات آن را علماى مزور شما شرح دادهاند ، هرگز قابل پيروى نشناخته و اصول آن را شايسته استماع و قرائت نميدانيم . در هر حال خواندن شرايع شما موجب خنده ما مىشود . هم قانون ، هم قانونگزار ، هم پيروان قانون در نظر ما شايسته استهزاء هستند . از اينجاست ، كه ما بر خلاف امرى كه كردهايد ، اصول ديانت خود را ننوشته و نزد شما نفرستاديم . ما شريعت ناپاك شما را لايق خواندن و انديشيدن ندانستهايم و به حكم عقل كاملى ، كه شما داريد ، حق اين بود ، كه قبلا اين نكته را در نظر گرفته و تير استهزاء ما را بجانب خود سر نميداديد ما چطور مىتوانيم دين حق و شريعت الهى خود را در برابر جهل شما عرضه كنيم و آن را هدف استهزا و دشنام شما قرار دهيم . اما راجع باصل دين خود اجمالا گوييم ، كه مانند شما عناصر و خورشيد و ماه و باد و آتش را نمىپرستيم و اين همه خدايانى كه شما در زمين و آسمان داريد ، ستايش نمىكنيم ، بلكه يكتا خدايى را عبادت مىنماييم . كه آسمان و زمين و هر چه در آنهاست ، آفريده اوست . . . « 1 » »
--> ( 1 ) - ديگرى از مورخان ارمنى موسوم به اليزئوس بتفصيل فرمان مهرنرسه را نقل كرده ، كه با صورت مذكور مباينت دارد . در اين فرمان شمه از اصول زردشتى و انتقاداتى درباره عقايد مسيحى مسطور است و در پايان آن چنين حكم شده است ، كه يا از عقايد مذكور تبرى جويند يا خود را بمحكمه عالى تسليم نمايند . همچنين مورخ صورت تبرى نامه مفصلى را ، كه كشيشان ارمنى نگاشتهاند ، نقل نموده است . ميه Meillet در يك مقاله مختصر و بسيار روشنى ( مجله آسيايى ، سال 1909 ، ص 548 و ما بعد ) خواسته -