آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )

380

ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )

آوردند و در اين سرحدات دشمن عمده ايرانيان بشمار رفتند . وهرام شخصا بمقابله اين اقوام وحشى لشگر كشيد و ظفر يافت . برادرش نرسى در غياب او نيابت سلطنت را بر عهده داشت . پس از آنكه در صفحات مشرق آرامش حكمفرما گرديد ، نرسى بحكومت خراسان منصوب شد « 1 » . در اين اثنا دوباره ميان ايرانيان و بيزانس ابواب خصومت مفتوح گرديد . عيسويان ايران چون بواسطهء وقاحت خود حسن‌ظن يزدگرد را مبدل ببدبينى كرده بودند ، آن پادشاه قبل از وفاتش فرمان زجر و تنبيه آنانرا صادر كرد و مجرى فرمان را مهر شاهپور موبذان موبذ قرار داد . پس از جلوس وهرام پنجم قتل و زجر شروع شد . سكنه عيسوى ممالك مجاور سرحدات غربى دسته‌دسته بسرزمين بيزانس فرار كردند . مهرشاهپور قبايل عرب را بر ضد آنها تحريك كرد و جماعت بسيارى را از عيسويان بقتل رسانيد . اسپهبذ از عمال عاليمقام ايرانى « 2 » ، كه اجراى سياست مسيحيان به او محول بود ، از مأموريت خود متنفر شده ، از امتثال اوامر دولت امتناع ورزيد و عيسويان را در فرار يارى داد و چون خود او ناچار فرار اختيار نمود ، به آناتول « 3 » سردار رومى پناه برد ، آن سردار فرماندهى قبايل عرب را ، كه تحت تسلط دولت بيزانس بودند ، به او واگذاشت . پادشاه ايران از دولت بيزانس تقاضاى استرداد پناهندگان را نمود ، لكن اجابت نيافت . اين بود وقايعى كه در سال 421 منجر بجنگ جديدى بين حكومت بيزانس و دولت ايران شد ، اما چندان طولى نكشيد . فرماندهى سپاه ايران با مهرنرسى بود .

--> ( 1 ) - طبرى ، ص 865 ، نلدكه ، ص 103 ؛ مقايسه شود با ماركوارت - مسينا ، فهرست ، ص 43 . ( 2 ) - Analecta graeca ويرا يك شاهزاده عرب ميداند ( لابور ، ص 117 ) ، اما از روى اسم اين شخص حدس زده مىشود ، كه يا يكى از ايرانيان خاندان اسپاهبذ بود ، يا فقط منصب سپاهبذى داشته و در اين صورت اخير همچنين منصبى را بيكنفر عرب نميداده‌اند . ( 3 ) - Anatole