آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )
38
ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )
دجله انتقال دهند . با تسلط ايرانيان شمالى بر سراسر كشور تشكيلات دودمانى قديم هم جانى تازه گرفت . « تصور تسلسل دودمانى جامعه » تا قرون متمادى در جامعه زردشتى ، حتى پس از انقراض ساسانيان حفظ شد در كتب پهلوى مكرر ذكر « فرماندهان » چهارگانه رفته است از اينقرار : رئيس خانه - رئيس ده - رئيس طايفه - رئيس كشور . در قطعاتى از متون مانوى ، كه در تورفان بدست آمده است ، همين طبقهبندى كهن ديده مىشود با اين تفاوت ، كه در متون مزبور آن را درباره موجودات ملكوتى به كار بردهاند « 1 » اما در حقيقت مدتى بود ، كه از چهار فرماندهى سابق الذكر دو فرماندهى اعلى و اخير از ميان رفته و دولت جانشين آنها شده بود و وظايف رئيس طايفه و رئيس كشور را انجام ميداد . از زمان بسيار قديم ، رئيس طايفه و رئيس كشور بعنوان اجزاء لازم دستگاه تشكيلات دودمانى وجود داشتند ، ولى وظيفه و اختيارات آنها ، درست معلوم نبود و دستخوش تغييرات ميشد . بهرحال اين دو رئيس در برابر قدرت محلى ، كه در دست رؤساى دورهها متمركز بود ، مقام قابل اعتنائى نداشتند مگر بطور استثناء در تشكيل مملكت مقام رئيس كشور را شاهنشاه خود به عهده گرفته ، چنان كه سلاطين هخامنشى خود را در كتيبههاى خويش خشايشىى دهيو نام « 2 » يعنى « شاه ممالك » خواندهاند و شهربانان كه نماينده شاهنشاه بودند ، جانشين رؤساى طايفه شدند . اين ترتيب عينا در زمان اشكانيان هم باقى ماند ، زيرا كه تشكيلات هخامنشيان در اين قسمت چنان استوار بود ، كه انقلابات روزگار نتوانست در اركان آن رخنهاى پديد آورد . اما دو رتبه سفلاى دستگاه تشكيلات دودمانى ، كه محكمتر از دو رتبه اعلى بودند ، يعنى خانواده و رئيس آن ( مانبذ ) و دودمان و رئيس آن ( ويسبذ ) . برجاى خود باقى ماندند اشكانيان و رجالى كه از آغاز كار با آنها يار شدند و بعد هم چشم و چراغ دولت پارت بشمار آمدند عينا مانند داريوش و ( 1 ) - Hcatompylos
--> ( 1 ) - قطعات 472 . M 473 . M ( 2 ) - Khshayathia dahyunam