آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )

39

ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )

يارانش همه از رؤساى دوده‌هاى بزرگ بودند . دوره تكرار ميكنيم كه رؤساى دوده‌ها طبقه اعلاى جامعه اشرافى را تشكيل ميدادند ، كه اقتدارش مبتنى بر تملك اراضى موروثه بود . بنابراين مقدمات ، همين كه دولت پارت بوجود آمد ، اساس ملوك الطوايفى بر اين اساس بسط و توسعه كامل يافت . عده خاندانهاى بزرگى ، كه در دوره اشكانيان مقام اول را داشتند ، ظاهرا هفت بود « 1 » . از ميان آنها دو خاندان بعد از دودمان شاهى صاحب قدرت محسوب شدند : يكى خاندان سورن « 2 » و ديگر خانواده قارن « 3 » . شغل موروث سورنها تاجگذارى سلاطين بود . اين عدد هفت گويا يادگارى از سنن عهد هخامنشى است . در اين طبقه ، يعنى نزد ويس‌بذان ، مركز ثقل دولت قرار داشت ، كه گماردگان ( تيولداران ) بزرگ و معتبر شاهنشاه بشمار ميآمدند و اتباع خود را براى جنگ با دشمنان شاه و گاهى نيز براى درافتادن با خود او مسلح ميساختند . مثلا سورن ده هزار سوار ، كه « همه از بندگان او بودند ، بجنگ كراسوس برد » « 4 » . از اين مطلب چنين برميآيد ، كه در آنوقت كشاورزانى ، كه موظف به خدمت جنگى بودند ، در تحت تسلط صاحبان مقتدر تيول و اقطاعات بنوعى بندگى دچار بودند . اما در اين طبقه بزرگان و طبقه كشاورزان يك صنف ديگر از اصيلزادگان و اساوره « 5 » موجود بود ،

--> ( 1 ) - بنابر روايت اوناپيوس Eunapius ( چاپ ديندورف Dindorf ، ص 222 ) ، ارشك را هفت مرد بتخت نشاندند . ( 2 ) - Suren ( 3 ) - Karin سورنى كه كراسوس را مغلوب كرد ، معروف است . تاسىتوس در وقايع سال 32 ميلادى يكى ديگر از رجال را به همين نام اسم ميبرد ( سالنامه‌ها ، كتاب 6 ، بند 42 ، مقايسه شود با هرتسفلد گزارش باستان ، ج 4 ، ص 70 و بعد ) . شخصى بنام قارن در سال 50 ميلادى در جنگهاى گودرز و مهرداد وارد بوده و اهميت داشته است . ( تاسىتوس ، كتاب 12 ، بند 12 ؛ هرتسفلد ، گزارش باستان ، ج 6 ، ص 64 و بعد ) . ( 4 ) - پلوتارخس ، كتاب كراسوس ، بند 21 و نيز مقايسه شود با يوستىنوس ، كتاب 41 ، بند 2 . ( 5 ) - پارتها لشگرى قريب پانزده هزار . نفر بمقاتله انتوان بردن ، كه چهارصد تن از آنها مردمان آزاد بودند يوستىنوس ، كتاب 41 ، بند 2 ) .