آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )

37

ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )

نيز مربوط بود . كسانى هم ، كه بدودمانهاى بزرگ منسوب نبودند ، از پارسى و مادى و حتى يونانيان تبعيد شده از وطن ، ممكن بود در اثر عطاى شاهنشاه صاحب اراضى و عنوان « امارت » شوند . روابط اين تيولداران با شهربانان براى ما چندان واضح نيست . همينقدر معلوم است ، كه كمابيش امتيازاتى داشته‌اند و ظاهرا گاهى از حق مصونيت بهره‌مند بوده‌اند ، چنان كه ميتوانسته‌اند ماليات رعاياى خويش را پس از وصول به خود اختصاص دهند . « 1 » اين بود منشاء ملوك الطوايف در ايران ، اما اين ترتيب هنوز در زمان هخامنشيان بسط و توسعه چندانى نيافته بود . اسكندر و سلوكيها ، كه وراث سياست هخامنشى بشمار ميايند . تغييرى در اصول و اساس تشكيلات داريوش بزرگ ندادند . وقتى هم كه اشكانيان به يارى و معاضدت بزرگانى ، كه مانند خود آنها از قوم ايرانى شمالى داه « 2 » بودند ، با سربازگيرى و لشكركشى نخست بر ولايت پارت چيره شده و پس از آن به تسخير سراسر ايران پرداختند و دولت ايرانى جديدى تشكيل دادند ، باز اصول و سنن سياسى عهد هخامنشى را حفظ كردند و شيوه هخامنشيان در مملكت‌دارى متروك نشد . اما با وجود اين دولت « پارت » داراى صفت خاصى است . بوسيله اشكانيان قدرت سلطنت از مغرب ايران بشمال اين كشور انتقال يافت و مردم آنجا صفات ايرانى را پاكتر نگاهداشته بودند . بنابراين دولت اشكانى ، با وجود رنگ يونانى كه داشت ، از حيث ايرانيت پاكتر از دولت هخامنشى بود . قريب دو قرن پايتخت شاهان اشكانى شهر صد دروازه « 3 » واقع در ولايت پارت بود ، تا اينكه تحولات تاريخى آنان را مجبور كرد ، كه پايتخت خود را به تيسفون در كنار

--> ( 1 ) - ر ك مير ، تاريخ عهد قديم Ed . Meyer , Geschichte des Altertums ج 3 ، ص 62 - 61 و كريستنسن ، ايرانيان ( مجموعه علم باستان‌شناسى ) Alth . Chrtstenp , Die Iranier ( Handbuch der Altertumswiss - enschaft , III , I , 3 ) ( 2 ) - Daha ( 3 ) - Heatompylos