آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )
36
ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )
آريا ميناميد و اصطلاح نژادى و جغرافيائى ايران ( با ياء مجهول ) ، ايران كنونى مشتق از آن است . در ايران غربى اساس و قاعده دودمانى جامعه تا حدى در زير قشرى كه از تمدن بابلى اخذ و اقتباس شده بود ، پنهان بود . شاهنشاهى هخامنشيان دنباله سلطنتهاى آشور و بابل و عيلام بشمار ميرفت . روش دستگاه سياسى اين سلسله همان بود ، كه پادشاهان بابل و ماد داشتند و بعد در نتيجه كاردانى و كفايت و تدبير سياسى كوروش و داريوش بكمال رسيد . اما تشكيلات دودمانى معذلك از ميان نرفته و در سرزمين مادها و نيز در پارس باقى بود . آثارى از آن در كتيبه مزار داريوش در نقش رستم پيداست ، كه در آن داريوش خود را از حيث نسب پسر ويشتاسب و از لحاظ دودمانى هخامنشى و از جهة طايفه پارسى و از حيث ملت آريايى مينامد « 1 » . ايران هخامنشى هفت دودمان ممتاز داشت ، كه يكى از آنها نژاد سلطنتى بود . هرودت بخطا رفته است ، كه امتيازات اين دودمانها را اجر شركت آنها در قتل گئومات ( بردياى دروغى ) « 2 » ، ميداند . علاوه بر اين حلقه از بزرگان نسبى در شاهنشاهى هخامنشى يك سلسله از گماردگان ( گمارده - گماشته يعنى مقطع و تيولدار ) نيز وجود داشتند . مثلا در آسياى صغير خاندانهاى كهنى از امر تحت رياست و فرمان شاهنشاه سلطنت ميكردند ، ولى « شهربانان » در كار آنها نظارت مؤثرى داشتند . از اين گذشته شهنشاه گاهى گماردگان جديدى ايجاد ميكرد و بعضى از املاك خويش را به صورت موروثى با امتيازاتى بتملك آنان ميداد . قدرت دودمانهاى بزرگ در اين عهد ديگر منحصرا بدهكدههاى كوچكى ( ويس ) ، در پارس كه از آن برخاسته بودند ،
--> ( 1 ) - ر ك : گزارشى كه اندراس F . C . Andreas به سيزدهمين كنگره مستشرقين داده است ، ص 96 . ( 2 ) - Pseudo - Smerdes