آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )
344
ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )
نقطه بحصار بود ، بر ما هجوم ميكردند ، ياران ما نيز در داخل شهر ، تا آنجا كه امكان داشت ، بامهاى حمله بسيار خوب و دقيقى بنا نمودند و از آن موقع سخت چنان مقاومت و ايستادگى كردند ، كه قوت آنان با نيروى دشمن كاملا برابرى كرد . » « اين جنگ خونين مدتى بىنتيجه ماند و هيچكس نمىگذاشت كه ترس مرگ در شوق او براى دفاع تزلزلى راه دهد . جنگ بمنتهاى شدت بود ، كه حادثهاى احتراز ناپذير سرنوشت طرفين را معين كرد ، يعنى بام ما كه آنقدر از براى ساختن آن جد و جهد كرده بوديم ، مثل اينكه زلزله واقع شده باشد ، خراب گرديد و بدينطريق فاصلهء كه بين حصار و صفه حمله دشمنان در خارج بود پر شد ، چنان كه گويى جادهاى ساخته يا پلى بر آن استوار كردهاند . دشمنان معبرى يافتند ، كه هيچ مانعى در مقابل آن نبود . غالب سربازان خرد شده يا بقدرى در اثر خرابى بام كوفته و خسته گشته بودند ، كه قدرت عمل از آنان سلب شده بود ، معذلك از همه طرف براى مقابله با اين خطر ناگهانى شتافتند ، همين عجله مانع كار شد و هر كس ديگرى را از پيشرفت باز ميداشت . بالعكس بسبب اين پيشآمد بر تهور دشمن افزوده شد . بفرمان شاه تمام قواى لشگرى پيش رفتند . كار بجنگ با شمشير رسيد و در اين كشتار عظيم خون از طرفين جارى شد و خندقها از كثرت اجساد انباشته گشت . راهى پهنتر در مقابل قواى دشمن باز شد و خصم تمام شهر را فروگرفت و بدين طريق هر نوع اميد دفاع يا فرار از ما سلب گرديد . مردمان مسلح و كسانى كه اسلحه نداشتند ، بدون امتياز زن و مرد مثل چارپايان قتل عام شدند . » مؤلف در پايان اين حكايات بنقل تفصيلات فرار خود مىپردازد ، كه بهمراهى دو تن از هموطنانش در تاريكى شب صورت گرفت . پس از اينكه از ايرانيانى ، كه بتعقيب يك عده از سواره نظام رومى پرداخته بودند ، دور شدند ، از كوهها عبور كرده ، عاقبت به شهر مليتن « 1 » در ارمنستان صغير رسيدند و از آنجا با يك افسر رومى
--> ( 1 ) - Melitene