آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )
345
ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )
به راه افتاده به انطاكيه مراجعت كردند « 1 » . * * * از ميان پادشاهان ساسانى عهد اول ؛ شاهپور دوم تنها كسى است ، كه منابع موجوده اجازه تحقيق در خصائص شخصى او ميدهد . آميانوس با اينكه طبيعتا از اين دشمن خطرناك دولت روم متنفر بوده ، در روايت خود نتوانسته است از ذكر جلال و شكوه و دليرى شخص شاهپور خوددارى كند . شاهنشاه قدى رسا داشته و از ملتزمين خود يك سر و گردن بلندتر بوده است . هم در محاصره بزبده « 2 » ( بيت زبدى ) « 3 » هم در محاصره اميدا با كمال دليرى بخندق نزديك شد و بدون اينكه از گلولهء منجنيق و از باران تير حذر كند ، حوالى قلعه را بدقت ملاحظه كرد « 4 » . آنچه شاهپور را وادار به تعقيب و آزار عيسويان ايران نمود ملاحظات سياسى بود نه تعصب دينى . كتاب سريانى ، كه مخصوص شرح حال سنت اوژن است ، حكايت مىكند ، كه شاهپور ميل بديدن اين عابد مسيحى كرد و به او احترام گذارد و اوژن يكى از دو پسر شاه را كه مصروع بود علاج كرد . هر چند كتاب شرح حال اوژن چندان معتبر نيست ، اما كتب ترجمه حال قديسين سريانى شامل نكات ديگرى هم هست « 5 » ، كه ظاهرا بعضى از روايات باستانى را نقل كرده و نشان ميدهند ، كه شاهپور احساسات خصومتآميزى نسبت بعيسويان نداشته است . معذلك عداوت نهانى كه عيسويان ايران نسبت به اين كشور داشتند ، خطرى دائمى محسوب ميشد ، خاصه پس از آنكه قيصران روم صليب برداشته و آن را علامت خود ساختند . پس آنگاه شاهپور بر ضد دشمن خانگى بدون هيچ اغماض اقدام كرد و زجر عيسويان تا آخر سلطنت طولانى او دوام يافت « 6 » .
--> ( 1 ) - كتاب 19 ، بند 8 - 1 . ( 2 ) - Bezabde ( 3 ) - Beth Zabde ( 4 ) - كتاب 22 ، بند 7 ، فقره 2 . ( 5 ) - لابور ، ص 305 ، يادداشت 1 . ( 6 ) - فصل ششم را بهبينيد .