آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )

341

ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )

سوم اسواران با اسلحه درخشان ، تا آنجا كه چشم كار ميكرد ، دشت را فرو گرفتند و صفوف آهسته‌آهسته به طرف مكانى ، كه به حكم قرعه تعيين شده بود ، پيش رفتند . ايرانيان همه حصار را احاطه كردند . جانب مشرق قلعه يعنى همانجا ، كه از بدبختى ما آن جوان كشته شده بود ، به خيونىها سپرده شد . ورت‌ها « 1 » مأمور سمت جنوب شدند . آلبانيها طرف شمال را گرفتند و سگستانيان كه در غيرت و حميت جنگى مانند ندارند « 2 » ، در برابر دروازه غربى استقرار يافتند . با اين طايفه قطارى از پيلان زشت منظر با پوستهاى پرچين و شكن كه مردمان مسلح بر آن نشسته بودند ، آهسته پيش مىآمدند ، چنان كه غالبا گفته‌ام منظرهء وحشتناك‌تر از اين نمىتوان تصور كرد . . . » پس از اينكه صف بپايان رسيد ، لشگريان تا عصر بيحركت ماندند . سپس به همان ترتيب ، كه آمده بودند ، عقب نشستند . فرداى آن روز كمى قبل از سپيده صبح ببانگ شيپور شهر را مجددا احاطه و شروع بجنگ كردند ، اما مدافعين شهر به سختى مقاومت مىنمودند . « سنگهاى عظيمى ، كه بوسيلهء آلات جنگى خود پرتاب مىكرديم ، سرگروهى از خصم را خرد كرد ، بعضى ديگر در اثر تير از پاى درآمدند و جماعتى با زوبين هلاك شدند ، بقسميكه دشمنان از كثرت اجساديكه زمين را پوشيده بود ، بدشوارى مىآمدند ، بعضى مجروح شدند و مىكوشيدند ، كه برفقاى خود برسند بدبختى و كشتار داخل شهر كمتر از بيرون نبود . ابرى از تير آسمان را تيره كرده بود و ادواتى كه ايرانيان در ضمن غارت سنجار بچنگ آورده و در اينجا به كار بسته بودند ، بسيارى را مجروح مىكرد . هر دفعه كه جنگ قطع مىشد ، محصورين تمام قواى خود را جمع مىكردند و مجددا بمبارزه ميپرداختند ، اما اگر در حرارتى كه براى دفاع بروز مىدادند ، جراحتى به آنها ميرسيد ، سقوطشان براى ما مضر

--> ( 1 ) - Vertes ( 2 ) - سگها ، مردم سگستان ( سگزيان ) .